برداشت ها و تحلیل

 

همه افراد داستان بزرگ می‌شوند به بلوغ می‌رسند ، ازدواج می‌کنند ، فرزند دار می‌شوند ، می‌میرند ، دوباره فرزندشان بزرگ می‌شود به بلوغ می‌رسد عاشق می‌شود و .... ولی «نلی» تکان نمی‌خورد . یعنی هیچ جای داستان اشاره نشده که گذر این سال ها حداقل یک سال به عمر نلی اضافه کرده است  .

این همان عادت خانم هاست که پنحاه ساله هم که بشوند میگویند بیست سال‌مان است . نلی نمونه بارز یه خانم واقعیه .

البته این را باید مرهون ذهن «امیلی» نویسنده باشیم .

داستان کتاب بصورت درام تراژدی ، جذاب ، روان و قابل تصور است و پیچیدگی ندارد.

در این ماجرا ، ارث در کمال دقت و قانونی جابجا می‌شود ولی یک پلیس یا یک کلانتر یا یک قاضی یا یک دادگاه برای شکایت از مشکلات بیشماری که هیت کلیف بوجود آورده است ، وجود ندارد !!

تمام زن های مطرح در داستان یک اشتباه تکراری را مرتکب می‌شوند . اشتباهی که از نسلی به نسل دیگر (و حتی در قرن حاضر) نیز تکرار می شود . اشتباه کلی دختر ها این است که می‌خواهند خودشان تجربه کنند .

به نظر من بهترین شخصیت داستان ،  «ادگار» بود .


موضوعات مرتبط: یادداشت های کتاب عشق هرگز نمی میرد
برچسب‌ها: مطالعه گروهی کتاب

تاريخ : چهارشنبه ۱۴۰۰/۰۱/۱۸ | 21:14 | نویسنده : پرویز |
.: Weblog Themes By Bia2skin :.