
یادداشت های فصل چهارم از صفحه 68 الی83
تحلیل
در فصل چهارم ، نویسنده با بیان استدلال های اولیه و معقول و استناد به برخی کتاب های ادیان مانند عهد عتیق و عهد جدید شامل سفر پیدایش ، انجیل ، تورات و .... و با طرح فرضیه های واقع گرایانه ، یک ضربه کاری و جانانه به دین می زند بنوعی که نمی توان بسادگی از آن عبور کرد و پاسخ قانع کننده ای در ازای آن آورد . نویسنده همچنان وقایعی از کتیبه های قدیمی و انجیل و تورات و حزقیال نبی و ( نویسنده از قرآن چیزی نگفته ولی با قرآن نیز مطابقت دارد ) کتاب پیدایش گفته است که همگی با کتاب ادیان مزبور مطابقت دارد . عجیب است . من همه کتاب های پیامبران را در دوران نوجوانی خوانده ام . مطالب این بخش همگی صریح و درست گفته شده است . ولی یک نکته ابهام باقی می ماند که نویسنده در کتاب نیز به آن اشاره کرده است .
خیلی جای تامل دارد . خیلی . چون برای چند سوال نویسنده ، هیچگونه جوابی ندارم .
میخواهم طرح موضوع نویسنده را بصورت ساده بیاورم بعد ببینیم چه جواب کاملی می توانیم برای آن داشته باشیم . البته دو پاسخ فی البداهه برای آن وجود دارد ولی جامع نیست . ترسیم کلی و ساده نویسنده بدین صورت است .
بشر اولیه وجود داشته است ولی هم متمدن نبوده و هم عصیانگر بوده است بنابر این نیاز به آموزش و کمک به رشد او توسط بیگانگان ضروری بوده تا بتواند نسل خود را بر روی زمین حفظ کند
لذا بیگانگان دست به اصلاح نژاد بشر میزنند و کل جمعیت بشر امروزی از اصلاح نژاد توسط بیگانه ها بوجود آمده است .
مخصوصا که قبلا عنوان شد کل تاریخچه بشر امروزی بر روی زمین کمتر از 75000 سال میباشد
این اصلاحات شامل از بین بردن اقوام مفسد و هدایت رفتاری و عملی عامه ، توسط یک نماینده از طرف بیگانگان بوده است .
کلیه اتفاقاتی که از کتاب های ادیان آورده شده است بنوعی مرتبط با علم بیگانگان میباشد مثلا ماجرای سدوم و گومورا نشانه ای از وجود علم آتشباری مانند انفجار هسته ای در بیگانگان می کند
اینکه موسی نمی توانسته و نباید خدا را می دیده ولی می توانسته صدایش را بشنود عجیب است نویسنده میگوید موسی به کتابخانه های مخفی و قدیمی دسترسی داشته و با دیدن صورت بیگانگان از رازی آگاه می شده است که نباید می شده .
اینکه نوح در آینده می خواسته درگیر طوفان شود نیز از علم بیگانگان نشات میگرفته است
نویسنده در لفافه فرض میگیرد که تمام ادیان از طرف همین بیگانگان ظهور کرده اند شاید در قرون قبل با توجه به عدم درک ذهنی بالای انسان و عدم تجربیات و رشد علمی اش او مجبور به راهنمایی هایی از جانب خدایان داشته است تا به عصیان و خونریزی نپردازد . وقتی انسان به اولین پله های ترقی میرسد بیگانگان او را رها میکنند زیرا بشر دیگر می توانسته نسبت به قبل متمایز باشد .
اتفاقاتی که نویسنده از آن نام برده عینا در کتاب قرآن هم آمده است . البته اختلافات جزیی مشاهده می شود . مثلا نویسنده عنوان می کند که پیامبر قوم لوط منتظر ورود فرشتگان از طرف خدایان بوده در صورتیکه در قرآن آمده است که وی از چنین ماجرایی خبر نداشته و فقط پس از اینکه می بیند آن دو نفر ( فرشتگان خدا ) لب به تناول غذا و خوراک نمی زنند در می یابد که خبری در راه است . و این موضوع نشان می دهد که حتی شکل و شمایل آنها با مردمان آنروز یکسان بوده .
یا مثلا نویسنده به نکته خوبی اشاره میکند اینکه نوح از همان ابتدا می بایست کشتی سفارشی را میساخت تا نسل بشر دچار خسران ابدی نگردد و برای اینکار باید چند صد سال تلاش می کرده . آیا این عذابی از جانب خدای حقیقی بوده ؟ یعنی کشتی ساخته شود برای نسل های بعد که عذاب شوند ؟ یا یک واقعه و طوفان غیر قابل پیشگیری بوده که بشر توسط خدایان فضایی کمک رسانی و امداد شده است ؟
آیا فرشتگانی که در قرآن از آن یاد شده است همان موجودات فضایی هستند ؟
آیا فرشتگان خدای حقیقی برای نزول بر بشر نیاز به اسباب و ادواتی مانند سفینه فضایی داشته اند ?
جهان و سیارات و کواکب با این همه دقت و نظم و ترتیب و جرم ، بدون آفریننده نمی تواند باشد . آیا برای راهنمایی بشر و هدایت وی ، بین خدای حقیقی وخدایان فضایی رقابتی اتفاق افتاده است ؟
آیا خدایان فضایی کارگزاران خدای حقیقی می باشند ؟
آیا تصاویری که از موجودات فضایی بر دیواره غارها و یا اشیای دیگر نقش شده است تصویر فرشتگان خدای حقیقی بوده است ؟
آیا کتاب های ادیان دستمایه علم خدایان فضایی بوده تا بدین وسیله بشر را به بهترین نحو ممکن از فساد خانمان بر انداز بر حذر داشته باشند ؟
اگر خدایان فضایی برای اصلاح نژاد بشر اقدام کرده اند و بارها و بارها در تردد بوده و بر نسل بشر اثر گذاشته اند و بر روی زمین حکمرانی و خدایی می کرده اند ، چرا خدای حقیقی به این تجاوز بی تفاوت بوده و دست روی دست گذاشته است ؟
این ها نمونه ای از سوالات هستند که نمیتوان بسادگی برای آنها پاسخی پیدا کرد .
در صفحه 64 از نقش حیوان با شاخ های بسیار بلند بر روی ظروف سفالی در سیالک ایران نام برده شده است
چند سال پیش موفق به بازدید از منطقه باستانی سیلک (این تلفظ در ایران رایج است) در کاشان شدیم . متاسفانه تابلوهای راهنما ، گویا نبود و پس از چند بار دور خود چرخیدن وارد کوچه ای شدیم که منطقه باستانی سیلک در، انتهای آن قرار داشت . آنجا موزه اشیای قدیمی و باستانی زیادی وجود داشت ولی روی هیچکدام از آنها نقشی مبنی بر وجود موجودات فضایی ندیده ام . شاید بدین علت که کاشان منطقه ای دشت بوده است و با فرض وجود منابع و ذخائر در کوهستان ها بدون استفاده بوده و مورد توجه موجودات فضایی نبوده است
تپه های سیلک قدمتی حداکثر 8000 ساله دارند که همچنان زیر لیمیت 75000 سال است
یک موضوع دیگر که جا دارد مطرح شود اینست که در صفحه 68 نویسنده از قول کتاب سفر پیدایش انجیل می گوید :
و خداوند گفت بگذارید بشر را مثل خود بسازیم ....و سپس نویسنده سوال میکند چرا خداوند به زبان جمع صحبت میکند ?
این نوع گویش در قرآن نیز بوفور یافت می شود و در خیلی جاها خداوند در معنا ، فعل جمع بکار برده است . البته مواردی که فعل مفرد بکار رفته و از شخص خودش میگوید نیز کم نیست .
موضوعات مرتبط: یادداشت های کتاب ارابه خدایان
برچسبها: مطالعه گروهی کتاب , اریک ون دانیکن
