
یادداشت های صفحه 235 الی 248
صفحه 238
دقیقا چیزی را گفتم که نباید می گفتم ، که فقط در دو کامه خلاصه می شود : «وقتش است که دیگر بزرگ شوی» تا حالا ندیده ام هیچ زنی این توصیه را قبول کند .
صفحه 242
تنها دو چیز می تواند اسرار بزرگ زندگی را هویدا کند : رنج و عشق .
صفحه 247
(هلال) به من گفت مدرسه موسیقی را رها کرده و از نواختن ویولون دست کشیده . سعی کردم متقاعدش کنم که تجدید نظر کند ، اما چیزی درونم به من می گفت که او هم دوباره شهربانوی جهانش شده و باید بر سرزمینش حکومت کند .
صفحه 248
باید در بارهی استفاده از تمرین حلقهی نور هشدار بدهم . همان طور که قبلا گفتم ، بازگشت به گذشته بدون اطلاع از فرایندش ، می تواند عواقبی هولناک و فاجعه آمیز داشته باشد .
موضوعات مرتبط: یادداشت های کتاب الف
برچسبها: مطالعه گروهی کتاب
تاريخ : جمعه ۱۳۹۹/۱۲/۱۵ | 9:59 | نویسنده : پرویز |
