
صفحه 9
در اقصای عالم بگشتم بسی
بسر بردم ایام با هر کسی
............
چو پاکان شیراز خاکی نهاد
ندیدم که رحمت برین خاک باد
صفحه 10
بروز همایون و سال سعید
بتاریخ فرخ میان دو عید
............
الا ای خردمند پاکیزه خوی
خردمند نشنیدهام عیبجوی
............
ننازم بسرمایه فضل خویش
بدریوزه آوردهام دست پیش
شنیدم که در روز امید و بیم
بدانرا بنیکان ببخشد کریم
صفحه 11
چو خرما بشیرینی اندوده پوست
چو بازش کنی استخوانی دروست
............
گر ازفتنه آید کسی در پناه
ندارد جزین کشور آرامگاه
............
طلبکار خیرست امیدوار
خدایا امیدی که دارد برآر
............
گدا گر تواضع کند خوی اوست
ز گردن فرازان تواضع نکوست
موضوعات مرتبط: یاداشت های کتا ب بوستان سعدی
برچسبها: مطالعه کتاب

صفحه 11
موفقیت در گرو ارتباط کارآمد و اثر بخش با محیط اجتماعی است .
پ . ن
محیط اجتماعی لزوما سطح کلان جامعه نیست بلکه میتواند خانواده (حتی فقط همسر در زندگی زناشویی بدون فرزند) ، همکاران در محیط کار ، همسایهها ، هم کلاسیها یا معلمها و اساتید ما باشند . به نظر من این یک اصل میباشد و لازمه موفقیت و پیشرفت های همه جانبه انفرادی هر شخص در گروی داشتن ارتباطی موثر و اثر بخش در جامعه و مردم به طور عام است .
صفحه 12
حجم عمدهای از کتب انتشار یافته در زمینه روانشناسی برای عموم مردم ، به طور اغراقآمیزی در جهت کسب بیشترین بازار ، در وعدههای خود مبالغه می کنند و در ادعای ارائه راز خوشبختی ، ثروتمند شدن ، سلامت همیشگی ، موفقیت نامحدود ، و خیلی امور دیگر امساک نمیورزند . چنین کتبی نه تنها در ارتقاء سلامت روانی جامعه نقشی ندارند ، بلکه ....مشکلات هیجانی و رفتاری را در بلند مدت تشدید میکنند . سطحی نگری ، عوام فریبی ، و اهداف خیالی ، سه مشخصهی عمدهی چنین کتابهایی است .
پ . ن
بنظر میرسد نویسنده با استفاده از تجارب خود و حضور فعال و پویا در زمینه روانشناسی و موفقیت فردی ، به نکته مهمی که یک قانون می تواند باشد ، اشاره میکند . این که هر کتابی که در زمینه موفقیت فردی نوشته شده ممکن است به جای فراهم کردن رشد شخصی ، موجب اثرات نامطلوب و خودباختگی در شخصیت فرد را باعث گردد . مثال بارز ، همان حرکاتیست که استفان پیشنهاد میکرد برای رهایی از کمالگرایی در حضور جمع انجام بگیرد . یقینا این حرکات از بابت تنوعشان و مرز عقلانیشان برای هر کس مفهوم متفاوتی خواهد داشت . ایرادی که میتوان به این ایده گرفت اینست که شاید یک نفر دراز کشیدن در جلوی جمع و دیگری عور شدن را ، مرز مورد قبول خود برای دستیابی به معمولیگرایی به حساب بیاورد .
نویسنده در صفحه 13 و در قسمت پیشگفتارعنوان میکند فرهنگ روابط اجتماعی در جامعهی ما چندان رضایت بخش نیست . باید اضافه کردکه این موضوع یک مشکل عمومی در اکثر جوامع است . مخصوصا در کشورهایی که قوانین اجتماعی به خوبی تعریف نشدهاند . کافیست در منطقهای جغرافیایی ، قوانین اجتماعی سفت و سختی وجود نداشته باشد تا توحش بیداد کند . در بسیاری از ایالتهای آمریکا ، در آمریکای لاتین . آرژانتین ، برزیل ، ایتالیا ، اسپانیا ، هند ، فیلیپن ، تایلند ، ترکیه و ..... وضع به همین منوال است . نویسنده یکی از عوامل این نابسامانیها را فقدان آموزش در زمینههای اجتماعی بیان میکند که کاملا صحیح است ولی کامل نیست . زیرا به وسیله آموزش نمیتوان به همه چیز رسید .
صفحه 13
در دنیای امروز آموزش مهارتهای فنی اهمیت ویژهای یافته است ....اما .... در برخی مشاغل ارتباط بین شخصی اهمیت بیشتری دارد....فرد ممکن است...در حرفهی خود تسلط کافی داشته باشد ، اما از آنجایی که این دانش در یک بافت ارتباطی متجلی میشود ، به علت ناتوانی فرد در برقراری ارتباط سازنده با دیگران تواناییهای وی ..... به طور کامل تحقق نمییابد .
پ . ن
داشتن ارتباط سازنده و توانایی در ایجاد سریع یک ارتباط ، آن قدر اهمیت دارد که لازمه موفقیت در برخی مشاغل است . به عنوان مثال در یک آزمون ، کارورزان برخی از سازمانها یا نهادها را به سطح شهر برده و با نشان دادن یک بالکن در یک ساختمان مرتفع از کارورز میخواهند که تا ده دقیقه دیگر خودش را به آن جا رسانده و بر روی بالکن مورد نظر باشد و دستش را تکان دهد . این که این کاروز چه داستانی باید بچیند تا مالک آن واحد تجاری یا مسکونی را مجاب کند تا به او اجازه دهد خودش را به روی بالکن برساند فقط به توانایی در ایجاد سریع یک ارتباط بستگی دارد . اما از طرفی به نظر میرسد غیر از مهارت تخصصی و توانایی فرد در برقراری ارتباط سازنده با دیگران ، عوامل دیگری نیز برای تحقق یک فعالیت یا پیروزی در یک کار ، مورد نیاز است . بنظر شما دلالان بنگاه های معاملات ملکی یا خودرو که هم مهارت بسزایی در ارتباط با دیگران دارند و هم در شغلشان متخصص هستند یا پزشکانی که در مواجهه با ارباب رجوع قبل از دریافت هزینهای گزاف به انجام عمل یا درمان مبادرت نمیورزند ، یا مدیران یا کارمندانی که ارباب رجوعهای خود را از این اتاق به آن اتاق فرستاده و درگیر کارهای بوروکراسی مینمایند تا رشوه دریافت کنند ، چه عاملی را کم دارند ؟
نویسنده در صفحه 14 پیشگفتار دو مانع بر سر راه آموزشهای مهارتی در ارتباطات را بیان میکند . اولین مانع ، نامناسب دانستن رفتار ارتباطی جدید با سیستم و محیط از سوی افراد است و دومی ممارست برای شکل دهی رفتار جدید و ملکه ذهن شدن آن ، که با زحمت زیادی همراه خواهد بود . باید این موضوع را در نطر داشته باشیم که چه در سازمانها و سیستمهای مدیریتی و چه در واحدهای کوچک و مستقل یک جامعه به طور فراگیر ، ما دو طرز نگاه داریم . من اسم این دو نگاه را افقی و عمودی میگذارم . نگاه عمودی نگاهی از جایگاه بالا به جایگاه پایینتر است و به نظر من مخرب میباشد . نگاه افقی نگاهی همسطح میباشد یعنی فارغ از این که افراد در آن مجموعه چه جایگاهی دارند بتوانیم خود و بقیه را هم تراز ببینیم . به عبارتی منافع دیگران را منفعت خود بدانیم و دسترسی آنان را به منابع محدود ننماییم . به نظر من عمده نابسامانیها نه به دلیل نداشتن توانایی در برقراری ارتباط است بلکه به علت کیفیت آن توانایی میباشد . یک مدیر ، یک استاد ، یک معلم ، یک پدر تا زمانی که نگاهی عمودی داشته باشد ، افراد تحت سرپرستی خود را ، زیردست میبیند . به عنوان مثال فرض کنیم دو کارمند از دو قسمت متفاوت (با مدیران متفاوت) برای خروج از محل کار و رسیدن به مشکلات شخصیشان ، فقط نیاز به یک تاییدیه یعنی امضای مدیر قسمت خود بر روی برگه مرخصیشان دارند . مدیر اول اهمیت امضایش بر روی برگه مرخصی را اینطور قلمداد می کند که تا من برگه را امضا نکنم فرد نمیتواند از مجموعه خارج شود . پس برای درج امضا بر روی برگه مرخصی کارمند ، موارد زیادی را مد نظر قرار میدهد . آیا این کارمند فرد منظمی بوده ؟ (اگر نبوده الان بهترین وقت برای تسویه حساب و اذیت کردن اوست ) . آیا کارمند فردی حرف گوش کن است ؟ ( اگر نبوده الان امضا نکردن برگه مرخصیاش فرصت مناسبی برای نشان دادن قدرتم به اوست) . در خوشبینانه ترین حالت مدیر به این موضوع فکر میکند که آیا خروج این کارمند در آن ساعت از محیط کار باعث بوجود آمدن اختلال در سیستم میشود یا خیر . اما مدیر دوم لزوم جایگاه امضایش در برگه مرخصی کارمند مجموعهاش را این گونه قلمداد میکند که این فرد بخاطر مشکلی که برایش رخ داده متقاضی مرخصی است و من با امضا کردن برگهاش (که بدون هیچ قید و شرط وملاحظاتی حتما انجام میدهم) اعلام میدارم متوجهم که باید بدون حضور این فرد سیستم را هدایت نمایم .
بنظر شما چقدر طول میکشد تا بتوان دیدگاه مدیر اول را تغییر داد و به دیدگاه مدیر دوم نزدیک کرد و ارتقا بخشید ؟ این همان دو عامل مقاومتی است که نویسنده کتاب در برابر تغییر در ارتباطات عنوان میکند . 1- نامناسب انگاشتن رفتار ارتباطی جدید با سیستم و محیط 2- متمحل زحمت شدن برای تمرین و شکل دهی رفتار جدید .
نویسنده در صفحه 17 پیشگفتار عنوان میکند که این کتاب هم به جهت ارتقای رفتار ارتباطی با دیگران تنظیم شده است و هم به جهت ارتقای ارتباط با خود .
موضوعات مرتبط: یادداشت های کتاب سبک ها و مهارت های ارتباطی
برچسبها: مطالعه کتاب
