
صفحه 41
کمک به آدمهای غیر شاد و لذت طلب خیلی سخت است .....آنها ممکن است طوری صحبت کنند که گویا دنبال رابطهاند ولی فقط حرفش را میزنند . آنها خودشان تلاشی نمیکنند ، به همین جهت کمک کردن به آنها خیلی سخت است . اما خواه ناخواه ، یک نفر باید آنها را به کسانی که دنبال شادی هستند معرفی کند . اگر چه مشاوران و معلمان بیش از دیگران احتمال دارد این کار را انجام بدهند ولی داوطلبان غیر متخصص که با نظریه انتخاب آشنا هستند و مهارتهای ارتباطی خوبی دارند (مثل بازنشستگان موفق) هم میتوانند این کار را انجام بدهند .
موضوعات مرتبط: یادداشت های کتاب نظریه انتخاب
برچسبها: یادداشت های مطالعه کتاب , ویلیام گلاسر

صفحه 40
شاد نبودن آدمها را به دو مسیر میکشاند . اولین گروه از آدم های غیر شاد ، دنبال راهی برای بازگرداندن شادی میگردند.....گروه دوم این کار را نمیکنند ، آنها قید روابط لذتبخش با آدمهای شاد را میزنند ...این گروه از آدمها همیشه دنبال لذت بدون رابطه هستند و آن را در مصرف نادرست غذا ، الکل ، مواد مخدر و خشونت و سکس بدون عشق مییابند .....این گروه ....لذائذ غیر انسانی را جایگزین روابط خوب کردهاند .آنها در موارد مزبور ، لذت سریع و زیادی پیدا میکنند چون فقط باید دارو و ماده مورد نظر را وارد جریان خون کنند . این آدمها لزوما فقیر یا اقلیت نیستند ....ولی به دلیل رفتاری که انتخاب کردهاند ، نمیتوانند با آدمهای شاد روابط رضایت بخشی داشته باشند و به همین دلیل احساس بدبختی میکنند .
صفحه 41
احساس بدبختی ، یکی از مردمیترین تجارب انسانی است .
موضوعات مرتبط: یادداشت های کتاب نظریه انتخاب
برچسبها: یادداشت های مطالعه کتاب

صفحه 32
ما بدون آن که متوجه قضیه مالکیت باشیم ، دنیا را به دو گروه تقسیم میکنیم . گروه اول کسانی هستند که مالک آنها هستیم یا سعی میکنیم مالک آنها باشیم ، مثل عزیزان ما و همسر ، بچهها ، شاگردان و زیردستان و کارمندان . گروه دوم کسانی هیتند که سعی نمیکنیم مالک آنها باشیم یا مالک آنها نیستیم . آنها گروه بزرگی از آدمها را شامل میشوند . دوستان ، آشناها و کسانی که تا حدودی روی ما تسلط دارند ، مثل روسا و همچنین غریبهها . یکی از راههای درک نظریه انتخاب ، بررسی دقیق طرز برخوردتان با صمیمیترین دوستتان و غریبهها و مقایسه آن با طرز برخوردتان با اعضای گروه اول است .
صفحه 36
در بسیاری از مقاطع زندگی ، علت احساس بذبختی ما این است که همچنان دیگران را بابت احساس بدبختی خود سرزنش میکنیم یا دیگران را کنترل میکنیم در حالی که این کار به صلاح ما نیست .
صفحه 36
پسرتان را به دلیل انجام ندادن تکالیف در خانه حبس میکنید و او به کلی انجام تکالیفش را قطع میکند .....وقت زیادی را صرف تنبیه کردن او و بحث با او کرده اید ولی اوضاع بدتر شده است .....به مرور میفهمید تنبیهی که هنگام خوب بودن رابطه شما و پسرتان موثر بوده حالا بی تاثیر شده است . او با شما حرف نمیزند ....وقتی میخواهید با او حرف بزنید طوری نگاه میکند که گویی میخواهد بگوید «کی خواست به حرفهای تو گوش بده ؟» از نظر پسرتان تقریبا هیچ کاره شدهاید . حالا ظاهرا اندک رابطهای که.....با هم داشتهاید از بین رفته است . او هیچ شباهتی به پسر چند سال قبل شما ندارد و شما به آخر خط رسیدهاید . فرزندتان با شما مثل دشمن رفتار میکند . اگر چه نمیتوانید بفهمید اشکال کار کجاست ولی میدانید کاری که شما دو نفر انجام میدهید روز به روز شما را از یکدیگر دورتر میکند .....میتوانید تنبیه نوجوان را قطع کنید و طوری با او برخورد کنید که خیلی کم نافرمانی کند .....در مورد پسرتان ، تنبیه –درست یا غلط – تاثیری ندارد .
پ . ن
سالها پیش که متوجه وجود چنین معضلاتی در تربیت فرزند شده بودم راهکار مناسبی به ذهنم رسید . من میدانستم که هدف هر پدر و مادری برای فرزندانش در وهله اول سلامتی و دور بودن آنها از خطر و آسیب ندیدن فرزند در کوران زندگی میباشد . اما این رفتار والدین توسط فرزندان به صورتی دیگر تعبیر میشود . تعبیر آنها اینست که رفتارهای محتاطانه یا اندرزهای والدین دست و پاگیر بوده و برای آنها محدودیت به همراه دارد . محدودیت در اینکه هر کاری که میخواهند بتوانند انجام دهند . برای گریز از این معضل من به راهکار صحبت با فرزند و توافق با او روی آوردم . من متوجه شدم باید در باره نقطه نظراتمان ، با فرزندمان در هر سنی که هست صحبت کنیم و با آن ها برای رسیدن به یک رویه واحد به توافق برسیم . اینطوری نه تنها کودک خود را زیر جبر و زور نمیدید بلکه با فهمیدن دلایل نقطه نظرات والدین به مرحله خود مسئولی میرسید . او ناگزیر بود مسئولیت فرجام کارهایی که با او مشورت شده بود را بپذیرد .
صفحه 38
اگر این را در نظر بگیرید که دیگران (حتی اگر در صدد کنترل شما باشند) به همان اندازه که شما به آنها نیازمندید به شما نیازمندند آنگاه میتوانید عمل آنها را تلافی نکنید و شرایطی برای بهبود اوضاع فراهم کنید ......میتوانید به جای زور و تلافی ، به مذاکره متوسل شوید .
صفحه 38
زورگویی مخرب و بی تاثیر است .....زور و فشار در بلند مدت میتواند به یک جریان غیر قابل بازگشت مبدل شود . ما و آنها ممکن است هرگز دوباره صمیمی نشویم .
صفحه 38
برای دستیابی به روابط مورد نیاز و حفظ این روابط باید زورگویی و اجبار ، تحمیل ، تنبیه ، پاداش ، فریب ، ریاست ، انگیزاندن ، انتقاد ، سرزنش ، گلایه ، نق زدن ، اذیت کردن ، رتبه بندی ، درجه بندی ، و پس کشیدن را کنار بگذاریم . در عوض به جای این رفتارهای مخرب ، دلسوزی و گوش دادن ، حمایت ، مذاکره ، دلگرمی دادن ، عشق ورزیدن ، دوست بودن ، اعتماد ، پذیرش ، استقبال و احترام گذاشتن را انتخاب کنیم . این کلمات و افعال ، وجه تمایز روانشناسی کنترل بیرونی و نظریه انتخاب هستند .
صفحه 39
موفقیت هر کاری با میزان خوب کنار آمدن آدمها با یکدیگر بستگی دارد . این نکته همانطور که در زندگی خانوادگی مسجل است در مدارس و محیط کار نیز صدق میکند . دانشآموزانی که با معلمان و دیگران خوب کنار میآیند تقریبا همیشه موفق هستند .
صفحه 40
به نظر من شاد بودن مستلزم نزدیکی و صمیمیت با آدمهای شاد است . پس هر چه تعداد آدمهای شاد کمتر باشد ، شانس شادمانی تکتک ما کمتر خواهد شد . دنیا پر از آدمهای تنها ، ناکام ، عصبانی و غمگینی است که نمیتوانند به آدمهای شاد نزدیک شده و با آنها صمیمی شوند . اصلیترین مهارت اجتماعی آنان هم شکایت ، سرزنش و انتقاد است که مهارتهای خوبی برای خوب کنار آمدن با دیگران نیستند .
موضوعات مرتبط: یادداشت های کتاب نظریه انتخاب
برچسبها: یادداشت های مطالعه کتاب , ویلیام گلاسر

صفحه 31
یکی از گیج کنندهترین استثناها در استفاده از روانشناسی کنترل بیرونی ، کم استفاده کردن از آن در مورد دوستان صمیمی است که در غم و شادی ما شریک هستند .....اکثر ما .....خوب میدانیم که طرز برخورد ما بادوستان نزدیکمان با طرز برخورد ما با همسر ، فرزندان ، شاگردان و زیردستان ما فرق دارد .....ظاهرا میدانیم که اگر آنها را مجبور کنیم کاری را انجام بدهند که دوست ندارند ، ممکن است آنها و رابطه با آنها را از دست بدهیم .
صفحه 31
اکثر ما معتقدیم باید مالک شوهر ، زن ، فرزندان ، شاگردان و کارمندان خود باشیم یا اصلا معتقدیم مالک آنها هستیم . من حق دارم زن و بچهام را کنترل کنم چون مال من هستند . این کلاس من است و بهتر است شاگردانم کاری را که من میگویم انجام بدهند . من صاحب این شرکت و شما هستم پس یا گاری را که من گفتهام میکنید یا دنیال کار دیگری بگردید .
صفحه 31
تا وقتی معتقدیم مالک مردم هستیم ، از زور گفتن به آنها و مجبور کردن آنها به گردن نهادن به خواستههای خود ابا نداریم . اما در مورد دوستان خود احساس دیگری داریم . نه خودمان را صاحب آنها میدانیم و نه آنها را صاحب خودمان .
موضوعات مرتبط: یادداشت های کتاب نظریه انتخاب
برچسبها: یادداشت های مطالعه کتاب , ویلیام گلاسر

صفحه 69
به نظر میرسد که در همه دنیا مردم معتقدند که بازی کردن کاری بی اهمیت و موجب اتلاف وقت است و فقط به درد آدم های بیکار و تنبل می خورد . البته منظور من از بازی کردن ، ورزش کردن نیست . منظور من انجام دادن کارهایی است که از آنها لذت میبرید و برایتان نوعی تفریح محسوب میشوند .
صفحه 69
بزرگسالان هم به بازی نیاز دارند . اگر اینکار را نکنند قوه تشخیص شان را از دست می دهند و همه چیز را بیش از حد جدی می گیرند .
موضوعات مرتبط: یادداشت های کتاب نظریه انتخاب
برچسبها: یادداشت های مطالعه کتاب

صفحه 29
نکتهای که موجب تشدید تاثیر مخرب کنترل بیرونی میشود ، این است که ....برای برخورد با مشکلات به آن متوسل میشویم . وقتی تنبیه جواب نمیدهد ، شدت آن را بیشتر میکنیم . پس تعجبی ندارد که پیشرفت چندانی نکردهایم .
صفحه 29
وقتی یک مشکل انسانی پیش میآید ، مثلا وقتی زندگی مشترک طرفینبه سمت جدایی سوق می یابد ، زن و شوهر به ندرت زندگی را از سر میگیرند . غالبا نجات دادن یک زندگی مشترک یا یک دانش آموز ناموفق غیر ممکن است حالا مشاور هر چقدر میخواهد ماهر باشد . پس چاره کار ، پیشگیری از شکست است نه اصلاح آدمهایی که در حال شکست خوردن میباشند .
صفحه 30
اگر احساس بدبختی و ناراحتی میکنید ، اسیر یک یا چند مورد از موارد چهارگانه زیر که همگی تلاش برای کنترل دیگری هستند ، شدهاید .
1-شما میخواهید دیگری کاری را که نمیخواهد انجام بدهد ، انجام بدهد . شما علنا یا با ظرافت او را مجبور میکنید طبق خواست شما عمل کند .
2-دیگری میخواهد شما را وادار به کاری کند که دوست ندارید .
3-هر دو نفرتان میخواهید یکدیگر را مجبور کنید کاری را که دوست ندارید انجام بدهید .
4-خودتان را مجبور میکنید کاری را که انجام دادن آن دردناک یا غیر ممکن است انجام دهید .
در مورد چهارم ممکن است خودتان را مجبور کنید سیگار را ترک کنید ، به شغلی که از آن بیزارید ادامه دهید ، وزن خود را کم کنید ، هر چند دوست ندارید رژیم بگیرید یا کسی را دوست بدارید که دیگر دوستش ندارید .
صفحه 30
تا وقتی معتقدیم میتوانیم دیگران را کنترل کنیم یا دیگران ما را کنترل کنند ، احساس بدبختی خاموش نخواهد شد .
موضوعات مرتبط: یادداشت های کتاب نظریه انتخاب
برچسبها: یادداشت های مطالعه کتاب , ویلیام گلاسر

صفحه 26
کنترل بیرونی آن قدر شدید است که حتی وقتی پیشرفت کوچکی میکنیم متوجه نیستیم که روانشناسی کنترل بیرونی را کنار گذاشتهایم و در اصل از نظریه انتخاب پیروی کردهایم .
صفحه 27
بسیاری از ما تحت تاثیر درک متعارف خود تصور میکنیم احساس بدبختی عمدتا معلول فقر ، تنبلی یا طرز برخورد قدرتمندان با ضعفاست . ولی در دنیای متمول غرب هم شاهد آدمهای بدبختی هستیم گه اتفاقا پولدار ، سختکوش و قدرتمندند . من متوجه شدهام میزان طلاق در میان دانشگاهیان موفق بالاست .متخصصان موفق و رهبران تجاری هم از این لحاظ با آنها کمی فاصله دارند . هر چند ممکن است خوب کنار نیامدن کودکان با والدین در بین فقرا و ضعفا بیشتر دیده شود ولی به این گروه محدود نمیشود .
صفحه 28
ضامن کار با کیفیت و سازنده هم این است که کارکنان و مدیران سازمانها با یکدیگر کنار بیایند .
صفحه 28
معمولا به آنچه هنگام برخورد و ارتباط با یکدیگر انجام میدهیم ، سیستم میگویند . در دنیای کنترل بیرونی ، سیستم قهرآمیز است و وقتی شکست میخورد (مثل شکست زندگی مشترک ، خانواده ، مدارس و محیط کار) به زور و جبر بیشتر و عزل و نصب و سر و سامان دادن به اوضاع برمیآییم .
موضوعات مرتبط: یادداشت های کتاب نظریه انتخاب
برچسبها: یادداشت های مطالعه کتاب , ویلیام گلاسر

صفحه 23
کنترل کردن و کنترل شدن به خوشبختی شما لطمه میزند .....اگر روانشناسیها حتی روانشناسیهای باستانی و مبتنی بر درک متعارف ، به روابط لطمه میزنند باید آنها را کنار گذاشت .
صفحه 24
بشر در صد سال گذشته ، پیشرفت فنی قابل توجهی کرده است . ما از هواپیماهای ابتدایی به جتهای مافوق صوت مریخ پیما رسیدهایم . ارتباطات هم از تلفن هندلی به اینترنت رسیده است . فهرست این پیشرفتها بی انتهاست . ولی پیشرفت انسانی چنین وضعیتی نداشته است .....از لحاظ بهتر کنار آمدن با یکدیگر زیاد پیشرفت نکردهایم .
صفحه 25
آیا کسی هست که ادعا کند طرز کنار آمدن زن و شوهرها با یکدیگر تحول یافته است ؟ آیا شرایط خانوادههای امروزی خیلی بهتر از شرایط خانوادهها در دورههای قبل است ؟.....من در مدارس و دانشگاهها کار میکنم ولی نشنیدهام معلمی بگوید اوضاع بهتر شده است . من که عملا خلاف آن را شنیدهام .
صفحه 25
گاهی مدارس محشری را مییابیم که درآنها معلمان و دانش آموزان دلسوز یکدیگرند و همه در حال یادگیری هستند و خوشحالند . همه زن و شوهرهای خوشبخت ، خانوادههای محکم و آدمهایی را که رضایت شغلی دارند ، میشناسیم .....عدهای از آنها میگویند خودمان سعی میکنیم با دیگران کنار بیاییم و عدهای شانههای خود را بالا میاندازند و میگویند این قضیه تا حد زیادی به شانس بستگی دارد . آنها نمیدانند که ممکن است از نظریه دیگری پیروی کنند و به طور تصادفی به نظریه انتخاب رسیده باشند .
موضوعات مرتبط: یادداشت های کتاب نظریه انتخاب
برچسبها: یادداشت های مطالعه کتاب , ویلیام گلاسر

صفحه 22
کنترل بیرونی..... علت بسیاری از خشونتها ، جرایم ، اعتیادها و روابط جنسی بدون عشق در جامعه آمریکاست .
صفحه 22
نظریه انتخاب ، روانشناسی کنترل درونی است ......در این راستا و در حین این کار پیوسته از خودمان خواهیم پرسید آیا کاری که انجام میدهم مرا به مردم نزدیکتر میکند یا ما را از هم دور میکند ؟
پ . ن
نظریه انتخاب به ما یادآور میشود که کنترل بیرونی بر روی دیگران ، مانند فرزند یا همسر و غیره ، میتواند باعث بروز ناهنجاریهای متعددی گردد . این ناهنجاریها با توجه به سن مخاطبی که با آن سر و کار داریم ممکن است منجر به بروز ناملایمات عدیده ای در زندگی گردد که هر دو طرف را درگیر خواهد کرد . برای همین نظریه انتخاب معتقد است برای راهبرد بهتر کنترل درونی بهتر است همواره در انتخابهایمان بایت رفتاری که از خود می خواهیم بروز دهیم این سوال را بپرسیم که آیا این کاری که انجام میدهم ، مرا به مردم نزدیکتر میکند و یا از آنها دور میکند ؟
بهتر است در این جا به این موضوع نیز اشاره کنم که نظریه انتخاب از ما نمیخواهد که در برخورد با دیگران ، نقش بازی کنیم یا به میل آنها رفتار کنیم تا مبادا از ما دلگیر نشوند . بلکه میگوید هنگام رویارویی با یک مشکل تلاش کنیم بهترین راهها را که موجب هتک حرمت یا آسیب زدن به شخصیت یا اعمال زور و فشار بر روی اطرافیانمان میشود اجتناب نمائیم . به عنوان مثال ، یاد ضرب المثلی افتادم که می گوید : «بفرما ، بشین ، بتمرگ ، هر سه یک معنا دارند» . ولی این ما هستیم که می توانیم انتخاب کنیم کدام کلمه را بکار بریم .
موضوعات مرتبط: یادداشت های کتاب نظریه انتخاب
برچسبها: یادداشت های مطالعه کتاب , ویلیام گلاسر

صفحه 20
وقتی مردم طبق میل ما عمل نمیکنند فقط به فکر زور و کنترل میافتیم ......استفاده از زور برای رسیدن به خواستهها آن قدر سابقه طولانی دارد که آن را بدیهی میپنداریم و بی هیچ فکری از آن استفاده میکنیم .
پ . ن
کنترل بیرونی برای فردی که آن را اعمال میکند همیشه در دسترس و ساده ترین کار است . این موضوع همواره نگاهی از بالا به پایین دارد و یک فرد که قدرت در دست اوست مانند همسر ، پدر و مادر ، معلم ، مدیر ، به زیردست خود که به ترتیب همسر ، فرزند ، دانش آموز و کارمند میباشد ، تحکم میکند . ما باید بیاموزیم و آن را بکار ببندیم که گرچه کنترل بیرونی بسیار سهل الوصول است اما ما میتوانیم گزینههای دیگری را برای اعمال نظر خیرخواهانهمان در پیش بگیریم . فقط نیاز به کمی تامل و پیدا کردن راهکارهای دیگر میباشد . من در این مورد یک نظر شخصی دیگری دارم که به موقع خودش عنوان خواهم کرد .
صفحه 21
اگر کنترل بیرونی منبع اصلی بدبختی است ، پس چرا تقریبا تمام آدمها آن را انتخاب میکنند حتی ضعفایی که به شدت از آن لطمه میبینند ؟ جوابش ساده است . چون موثر است . کنترل بیرونی برای قدرتمندان موثر است زیرا آنها را به خواستشان میرساند . برای ضعفا نیز موثر است چون موثر بودن آن را میبینند و به این امید که بالاخره آن را روی کسی اجرا کنند با آن زندگی میکنند ......ضعفا به این دلیل کنترل بیرونی را میپذیرند که هر چه بدبختتر میشوند بیشتر متقاعد میشوند که نمیتوانند چیزی را انتخاب کنند . آنها بعدا و معمولا به درستی اعتقاد پیدا میکنند که مقاومت بدتر است .
پ . ن
یکی از دلایلی که گفته شده «کنترل بیرونی برای ضعفا موثر است ، چون موثر بودن آن را میبینند» به این خاطر است که همه افراد دارای توانمندیهایی میباشند که بالقوه است و معمولا یک نیروی بالاتر میتواند آن را به حرکت در آورد . این دلیل ، در شکل سالم موضوع و خوشبینانه ترین حالت می باشد . عواملی مانند تنبلی ، اختلاف سلیقه ، درخواست های نامتعارف نیز وجود دارد که کنترل بیرونی توسط فرد عامل ، فرد مخاطب را به سمت تمکین مجبور میکند .
صفحه 21
اگثر مردم غالبا کارهایی را انجام میدهند که دوست ندارند انجام بدهند . برای مثال ، بسیاری از زنها به زندگی مشترک پر از بدرفتاری خود ادامه میدهند چون فکر میکنند جدا شدن بدتر است . آنها چون میترسند نتوانند روی پای خود بایستند و بچهها را از دست بدهند ، همچنان بدرفتاری [همسر] را تحمل میکنند و زندگی خود را به خطر میاندازند . بسیاری از آنها همچنان امیدوارند که اگر صبر کنند ، اوضاع بهتر خواهد شد .
موضوعات مرتبط: یادداشت های کتاب نظریه انتخاب
برچسبها: یادداشت های مطالعه کتاب
