
ماراتن مسیه 2
پس از استقرار در مکان تعیین شده و برپایی چادر ، قبل از هر چیز به ادای فریضه نماز و سپس صرف شام پرداختیم . قرار بود مراسم راس ساعت 23 شروع شود . شور و اشتیاق من برای شروع مسابقه هر لحظه بیشتر و بیشتر می شد و از خوشحالی در پوست خود نمی گنجیدم . پس از مدتی بالاخره لحظه موعود فرا رسید .
اکثر شرکت کنندگان در دسته های دو تا پنج نفری حضور بهم رسانده بودند . حالا دیگر وقت روانه کردن تلسکوپ ها فرا رسیده بود . هر گروه مشغول برپا کردن تلسکوپ خود و سوار کردن آن بر روی پایه مخصوص بود . ما نیز تلسکوپ نیمه حرفه ای خود را آماده نمودیم .
سوت شروع مسابقه درست در ساعت 23 برای آغاز رقابت نواخته شد . لامپ های روشنایی محوطه ، خاموش و تاریکی همه جا را فرا گرفت . خواهرم با اشاره دست توجه مرا به سوی آسمان جلب کرد . وای خدای من در آسمان تاریک ستاره های زیادی میدرخشیدند . یک مسیر بزرگ و طولانی با هاله ای روشن دردو طرفش ، پهنه آسمان را به دو نیم کرده بود . تا بحال با چنین صحنه شگفت انگیزی از کهکشان راه شیری در دل شب ، روبرو نشده بودم .
در مدت شب، رصدگران میتوانستند اجرام فهرست مسیه را رصد کنند و در صورت اضافه آوردن زمان ، به عکاسی از آسمان شب بپردازند یا به همگروهیهای خود کمک کنند و تجارب خود را به دوستانشان انتقال دهند و متقابلاً از دانش و تجربهی شرکتکنندگان و همینطور کارشناسان علم نجوم ، بیاموزند. راستی یادم رفت که بگویم فهرست مورد مسابقه توسط شارل مسیه ستاره شناس فرانسوی تهیه شده است و شامل یکصد وده جرم غیر ستاره ای می باشد .
در طول زمان مسابقه ، من و خواهرم توانستیم تعداد زیادی از اجرام مسیه ، از جمله کهکشان های آندرومدا ، سه سو ، گرداب ، گل آفتاب گردان ، چشم سیاه ، فرفره و همینطور کهکشان کلاه مکزیکی را ببینیم .
با برآمدن سپیده دمِ روزجمعه سوت پایان این رقابت نیز به صدا در آمد . بعد از رای گیری توسط هیئت محترم داوران و کارشناسان نجوم مشخص شد که من و خواهرم نتوانسته ایم در این مسابقه رتبه ای را کسب نماییم . اما من خوشحال بودم چون بهترین خواهر دنیا را داشتم .
موضوعات مرتبط: یادداشت های پراکنده
برچسبها: یادداشت های پراکنده

ماراتن مسیه 1
در آرشیو اذهان هر کدام از ما ، خاطرات تلخ یا شیرین زیادی ثبت شده است . خاطراتی که صحنه هایی از گذشته ما را می سازند . خاطراتی که با یادآوری تعدادی از آنها میخندیم و با تعدادی دیگرشان قطره اشکی از گوشه چشمانمان جاری میشود . این خاطرات هر کدام یادآور مقطع کوتاهی از زندگی ما هستند . برخی اوقات با مرور آنها به حال و هوای آن روز میرویم و گاهی نیز در جمع دوستان یا محافل خانوادگی داستان مربوط به آن خاطره را با آب و تاب فراوان برای اطرافیانمان تعریف می کنیم .
خاطره ای که الآن میخواهم نقل کنم مربوط به یک سفر علمیست که پارسال به همراه خواهرم صورت گرفت . سفری از باغ شهر نیاسر کاشان به اعماق آسمان تاریک و کهکشان های لایتناهی . این سفر دو روزه ، در تاریخ نوزدهم و بیستم اسفند ماه پارسال انجام شد . قبل از سفر ، کلیه مایحتاج مورد نیاز اعم از چادر مسافرتی ، وسیله طبخ غذا ، چراغ های روشنایی ، جعبه کمک های اولیه ، سجاده نماز و از همه مهمتر تلسکوپ آماتوری خواهرم را آماده کرده بودیم . طبق برنامه ، از قبل جهت شرکت در جشنواره " ماراتن مسیه " ثبت نام صورت گرفته بود . ماراتن مسیه یک مسابقه علمی است که که در آن علاقه مندان به نجوم باید در طول یک شب تمام اجرام مسیه را رصد کنند . ساعت حدود شش بعد ازظهر بود که با اتومبیل خواهرم به راه افتادیم . هوا کم کم رو به تاریکی میرفت . در طول مسیر ، خواهرم اطلاعات مناسبی را درخصوص این مسابقه علمی و فضای حاکم بر آنجا در اختیارم قرار داد . مثلا اینکه این مسابقه علمی هر ساله بعلت موقعیت خورشید و زمین در فضا فقط بین پانزدهم اسفند تا پانزده فروردین هر سال قابل برگزاری می باشد . خواهرم توضیح داد که چگونه هر ساله از سراسر ایران رصد گران زیادی برای شرکت در این مراسم حضور بهم میرسانند .
تقریبا ساعت هشت شب بود که به مقصد رسیدیم . اولین چیزی که قبل از پیاده شدن از اتومبیل توجهم را به خودش جلب کرد جنب و جوش شرکت کنندگان مراسم بود . افراد زیادی به آنجا آمده بودند و فضای آنجا مملو از چادرهای اسکان بود . بعد از پیاده شدن از ماشین با خواهرم به سمت دفتر مدیریت راه افتادیم . در آنجا ، محوطه اسکان ما را جهت برپایی چادر و تلسکوپ مشخص نمودند .
موضوعات مرتبط: یادداشت های پراکنده
برچسبها: یادداشت های پراکنده
