
یادداشت های فصل 15 از صفحه 149 الی آخر
صفحه 149
اگر به همسرتان گفتید که می خواهم بینی ام را عمل کنم و او مشکلی با بینی صورت شما نداشت ، این کار را رها کنید . چرا خطر کاری را می پذیرید که مرد شما با آن تقریبا خوشحال است و مشکلی ندارد .
پ . ن
امیدوارم این نکته روزی مورد توجه خانم ها قرار بگیرد که خصوصیات مهمتری علاوه بر زیبایی شان ، برای جلب توجه مردها وجود دارد .
صفحه 150
آیا مردان با زنی که سیگار می کشد ، ازدواج می کنند ؟ من این کار را نمی کنم و اغلب مردانی که سیگار نمی کشند نیز چنین کاری نمی کنند...... به نظر من این یک نقطه ضعف است و نمی دانم چرا آنان به سلامتی خود اهمیت نمی دهند ...... اغلب مردانی که سیگار نمی کشند زنان سیگاری را تحمل نمی کنند .
پ . ن
در باره این موضوع حرف های زیادی برای گفتن دارم که متاسفانه فرصت نگارش آن نیست . ولی روی آوردن به دخانیات چه برای مردها و چه برای زن ها یک نقطه ضعف بزرگ تلقی می شود . استعمال سیگار ، هیچ توجیه منطقی ندارد و کسی که کار بدون منطقی را مرتکب و مرتب انجام دهد ، آمادگی لازم برای افتادن در سراشیبی سقوط را دارد .
صفحه 157
اگر در یک رابطه متعهدانه با مردی قرار دارید ، گفتگو و صحبت های بیخودی با دوستان مرد خود را کنار بگذارید . عکس های دوران دانشکده را کنار بگذارید ، نگذارید تماس تلفنی بگیرند یا هدیه بفرستند . انجام این کار یعنی دردسر ..... کاری که باعث آزردگی و رنجش مردتان می شود را انجام ندهید .... شما یک دایره دو نفره هستید و فرد دیگری را داخل این چرخه وارد نکنید به خصوص دوستان آقا .
صفحه 158
آیا مردان راجع به زنان خود با مردان دیگر صحبت می کنند ؟ نه . اصلن . همسران جزو محدوده ی ممنوعه ی آقایان هستند چون نمی خواهند هیچ مردی به هیچ شکلی راجع به زن او فکر کند . همه مردان راجع به این موضوع ، شفاف و روشن عمل می کنند .
پ . ن
این ویژگی در زنان برعکس است و برای مردان خود از خصوصیات یا رفتارها و حتی مسائل شخصی دوستان خانم شان ، صحبت می کنند . یادم می آید حدیثی خوانده بودم که در آن ذکر شده بود یک خانم جلوی دیگر خانم ها زیاد هوایی نشود . چون بقیه خانم ها هر چه ببینند را کف دست مردهایشان می گذارند . (این موضوع عمومیت ندارد ولی فراوانی آن زیاد است)
صفحه 159
(ما مردها) اگر (شما زن ها) خیلی زیبا باشید و آشپزی بلد نباشید ، کمی از آن چشم پوشی می کنیم . اما اگر ازدواج کردیم و مثل روزهای اول زیبا و مرتب نباشید و بعد آشپزی هم نکنید ، چه می شود ؟ خیلی زیاده خواه هستید و حمایت هم می خواهید .
موضوعات مرتبط: یادداشت های کتاب مثل یک مرد فکر کن مثل یک زن ...
برچسبها: مطالعه گروهی کتاب

یادداشت ها ی فصل 11 الی 14 صفحه 111 الی 148
در فصل ۱۱ کتاب به نوعی از رابطه پرداخته شده که در آن مردها عموما مجردند و خانم ها چند تا بچه دارند و آن آقا باید حسن نیت خودش را نشان بدهد . نویسنده به خانم های بچه دار موارد ذیل را توصیه می کند :
در همان ابتدای رابطه ، او را با فرزندان خود آشنا کنید . صفحه ۱۲۱
(آن آقا) بچه ها را به گردش ببرد . صفحه ۱۱۷
اگر فرزندی دارید در مورد او به شوهر آینده تان بگویید . صفحه ۱۰۴
(خانم ها) به جای گفتن : سه فرزند دارم و دو شغل ، چون این بچه ها پدری نالایق داشتند ... صفحه ۹۲
و .......
ظاهرن این موضوع اینقدر رایج است که نویسنده ، فصل ۱۲ را به طور کامل به آن اختصاص داده است 😂
در آخر فصل دوازدهم ، استیو هاردی ، بیست صفت و مشخصه برای مردان در نظر گرفته تا قابلیت ازدواج با زنان فرزند دار !!! را داشته باشند .
قبلا شنیده بودم که در بین اعراب ، زنان فرزند دار از دختران ( به علت اطمینان از باروری ) بیشتر مورد توجه قرار می گیرند و امتیاز بیشتری دارند اما نمی دانستم در ممالک غربی هم همینطور است !!
صفحه 134
اگر نتوانیم از شما (زن ها) حمایت کنیم و خواسته هایتان را تامین کنیم ، عشق ما به شما بی فایده خواهد بود . اگر اجازه ندهید آنچه واقعن باید باشیم ، باشیم ، مطلقن نخواهیم گفت : من مرد تو هستم . پس چه اتفاقی می افتد ؟ هیچ . خیلی زود از کنارتان دور می شویم . این حقیقت تلخی است ، اما واقعیت دارد .
صفحه 138
درست است شما زن مستقلی هستید و به او نیاز ندارید تا آشغال ها را بیرون ببرد یا قاب عکس را به دیوار آویزان کند یا به انبار برود و وسایل تعمیر سینک ظرفشویی را بیاورد . اما اگر .... وانمود کنید که نمی توانید این کارها را بکنیدو نیاز به مرد دارید تا آن را انجام دهد و...... بگویید : عزیزم ، ممنونم که این کار را به خاطر من کردی ، نمی دانستم بدون تو باید چه کار می کردم ، چه می شود ؟ بسیاری از مردان اگر بدانند که مورد نیاز هستند ، مردان بهتری خواهند بود .
صفحه 139
قدردانی و سپاس از یک مرد ، نه تنها اطمینان و اعتماد او را تضمین می کند ، بلکه از شما نیز بهترین را می سازد . بهترین راه برای قدردانی این است که یک خانم باقی بمانید و به او اجازه دهید که مرد خانه باشد .
پ . ن
این معضل بزرگی ست که سایه اش بر سر بیشتر خانواده ها افتاده است . یعنی برخی خانه ها ، دو تا مرد دارد . متاسفانه برخی زن ها از خانم بودن خود دست می کشند و جایگاه خود را به جای ارتقا ، تنزل داده و به تقابل یا هم ترازی با مرد خانه می پردازند . این ویژگی منحط آن قدر فراوان شده که نویسنده در ادامه می گوید : امروزه مطمئنم خانم بودن ، هنری است که به فراموشی سپرده شده و برخی خانم ها باید درس هایی در این زمینه بیاموزند .
صفحه 142
مرد شما به دو دلیل...درخواست ازدواج نمی کند . (1) هنوز فردی متاهل است و زن دیگری دارد . (2) از او نخواستید که با شما ازدواج کند یا قراردادی در این زمینه ترتیب دهد .
صفحه 143
تنها دلیلی که یک مرد از یک نامزدی و ازدواج یا از پیشنهاد دادن آن دوری می کند این است که زن چنین درخواستی از او نکرده و احمقانه منتظر نشسته است تا او روزی احساس آمادگی بکند و خودش چنین پیشنهادی بدهد .
صفحه 146
پسران ییلاق و قشلاق می کنند ، اما مردان خانه می سازند .
صفحه 147
اگر مردی واقعن شما را دوست داشته باشد ، هیچ جا نمی رود .
پ . ن
به نظرم این جمله کاملن درسته و لازمه ی آن این است که زن ها از انجام کارهایی که باعث دلسردی یا دوری مردها می شود ، پرهیز نمایند . راهکارهایی برای این مورد وجود دارد . مثلن یادداشت کردن عواملی که مرد از آن کراهت دارد که می تواند مسائل بسیار ساده ای باشند اما عدم رعایت و توجه به آن ها می تواند زن را از اولویت یک بودن برای مردش ، خارج کند .
موضوعات مرتبط: یادداشت های کتاب مثل یک مرد فکر کن مثل یک زن ...
برچسبها: مطالعه گروهی کتاب

یادداشت های فصل 10 صفحه 99 الی 110
تحلیل
در فصل قبل نویسنده به عبارت " ارزیابی برای سرمایه گذاری در یک ارتباط" توسط مردها اشاره کرده است
نویسنده کتاب به صراحت عنوان کرده :
۱-مردها نمی توانند برخی احساسات یا تفکرات زنان را درک کنند
۲-زن ها نمی توانند برخی احساسات یا تفکرات مردها را درک کنند .
در ارتباطات دوست پسر و دوست دختر در سنین پایین تر و ارتباط بین یک مرد و زن در سنین بالاتر ، زن ها به هیچ عنوان به علت تمایل و اطفای غریزه جنسی ، وارد یک رابطه نمی شوند ولی مرد ها فقط با این انگیزه به ایجاد یک رابطه اقدام و سرمایه گذاری می کنند . سرمایه گذاری می تواند ، صرف وقت برای گفتگو و معاشرت ، هزینه هایی مانند خرید هدیه ، گشت و گذار در کافی شاپ ها ، رستوران ها ، سینما ، پارک و .... باشد . نویسنده ، هدف از سرمایه گذاری مرد را ارزیابی شرایط موجود و میزان هزینه بر بودن آن را ، برای رسیدن به خواسته اش ، می داند که با تجربه ای که اینجانب از زمان یاهو مسنجر و پیام رسان های کلاسیک تا کنون دارم ، این موضوع هم خوانی دارد و به قدری شایع است که پیشتر تصمیم به ارائه یادداشت ها و خاطراتی تحت عنوان "پی وی" در چهل قسمت گرفتم که دو قسمت آن نیز نگارش و در گروه قرار داده شد .
در خصوص زن ها یا دخترها ، همان گونه که عرض کردم ، ایجاد یک رابطه ، به هیچ وجه از نظر آن ها ، مبنای جنسی نداشته و ندارد ، نویسنده هم به این نکته صراحتن اشاره کرده است که زن ها بدون ایجاد یک ارتباط جنسی برای مدت های مدید ، می توانند شاد و سرحال باشند .
اما موضوع دیگری در این جا نهفته است که موجب لغزش پای بانوان در یک رابطه و سرازیر شدن و گرفتار شدن آن ها در مسائل جنسی می شود . یعنی خانمی که این مسائل برایش بی ارزش و خط قرمز بوده ، اکنون اسیر هوس های مرد می گردد و ناگزیر او را همراهی می کند . آن صفت ، "کنجکاوی" است .
دخترهای کنجکاو ، زنان کنجکاو ، مسیری را طی می کنند که ما هر روزه آثار و سرشکستگی های آن را میشنویم یا می خوانیم . بنظر من یک زن باید عطای کنجکاوی را به لقایش ببخشد و با مطالعه این کتاب باید بفهمد که هیچ رابطه و اقدامی از طرف یک مرد را خوشبینانه و سرسری نگیرد .
برای همین ، اعتقاد دارم مردانی که بدون یا با کسب اجازه مرتب وارد پی وی یک خانم میشوند ، هدف شان مشخص است . نویسنده این گونه مردها که تعدادشان بسیار زیاد است را شکارچی و صیاد معرفی کرده است . کافیست خانم ها نگاهی به پیرامون خود بیندازند و ببینند چه کسانی با چه ترفندهایی در صدد ایجاد ارتباط با آن ها بر آمده اند . اگر مردی پا به حریم خانمی گذاشت و سلام کرد ، آن سلام بی طمع نیست . البته هستند مردهایی که به هیچ وجه حریم یک خانم را مخدوش نمی کنند و حتی یک بار هم پا به پی وی نمی گذارند . صحبت در این خصوص زیاد می باشد که حتمن نیاز به نقد و بررسی بیشتر دارد .
صفحه 101
مردان عاشق حرف زدن در مورد خودشان هستند . این کار را می کنیم چون می دانیم با این کار شما را تحت تاثیر قرار می دهیم .
صفحه 103
زندگی تان را به انسانی که هدف و برنامه ندارد ، گره نزنید ، جون می فهمید که به هیچ جا نمی رسد و دیر یا زود شما را با خودش غرق خواهد کرد .
صفحه 105
اگر مردی رابطه محکمی با مادرش داشته باشد ، می تواند رابطه خوبی نیز با شما برقرار کند . اگر از او شنیدید : من و مادرم هرگز با هم کنار نیامدیم ... ، او را رها کنید و به زندگی خود ادامه دهید .
🔻پ . ن
متاسفانه مردهایی هستند که مادرشان را می پرستند ولی در حق همسران خود جفا و ستم روا می دارند . با قسمت دوم این جمله نیز موافقم زیرا هر کس نتواند با والدین خود کنار بیاید ، فرد مطلوبی برای زندگی مشترک نمی باشد و قبل از هر چیز باید به درجه بالاتری از سطح و درک زندگی اجتماعی دست یابد .
صفحه 105
بگذارید رو راست بگویم ، اگر مردی را دیدید که رابطه ای با خداوند ندارد ، بدانید که هیچ سیستم باوری در این آدم وجود ندارد .... اگر به خداوند اعتقاد ندارد ، پس به چه معیارهای اخلاقی معتقد است ؟ اگر به خداوند ایمان ندارد چه چیز او را وادار می کند که نسبت به شما وفادار باقی بماند ؟
صفحه 108
اگر فردی را با تلاش زیاد و سخت نگه داشتید ، آن فردِ مورد نظر شما نیست .
پ . ن
به عبارتی دیگر افراد را به زور در پیرامون خود نگه نداریم .
موضوعات مرتبط: یادداشت های کتاب مثل یک مرد فکر کن مثل یک زن ...
برچسبها: مطالعه گروهی کتاب

یادداشت های فصل 9 صفحه 85 الی 98
صفحه 89
این یک دانش جهانی است که وقتی مادر خوشحال است ، همه در خانه خوشحال هستند .
🔻پ . ن
من مطمئنم خیلی ها این جمله رو اشتباه میخوانند و اشتباه متوجه خواهند شد . در وهله اول تصور بر اینست که اگر مادر خانواده به عنوان اولین فرد ، شاد باشد ، این شادی به دیگر اعضای خانواده نیز سرایت می کند و همه نیز شاد خواهند شد . نتیجه گیری اشتباه هم این میشود که مادر را شاد نگه داریم تا همه شاد باشیم . ببینم ، مگر مادر کیست ؟ به نظر من تا به حال بدین حد وجهه ی یک مادر را تنزل نداده اند . در صورتی که دقیقن بر عکس این است . یعنی مادر آخرین کسی ست که خوشحال می شود . او وقتی خوشحال می شود که از سلامتی ی همه اعضای خانواده مطمئن باشد . او وقتی خوشحال می شود که امور تربیتی و تحصیلی و فرهنگی فرزندان در مسیر درستی پیش میرود . او وقتی خوشحال می شود که از بابت تامین نیازهای ضروری اعضای خانواده خیالش راحت است . مادر ، تا زمانی که نسبت به سلامت جسمی و روانی همه اعضای خانواده اطمینان حاصل نکند خوشحال نمی شود . مادر ، آخرین کسی ست که خوشحال می شود و وقتی خوشحال می شود یعنی همه چیز در جایگاه مطلوب خود قرار دارد . پس وقتی مادر خوشحال است می توانیم همگی خوشحال باشیم چون او در آن لحظه یا در آن ایام هیچ خطر مهمی در زندگی نمی بیند .
در صفحه 90 نویسنده مثالی میزند که اهمیت نحوه بیان کردن و صحبت زن را با مرد ، نشان می دهد . مانند همان بفرما ، بنشین ، بتمرگ خودمان است که هر سه یک مفهوم دارند ولی واکنش های متفاوتی را باعث می گردند .
صفحه 93
به نظر من یکی از اشتباهات بزرگ زنان این است که خیلی زود در رابطه ، تمام جزئیاتی که لازم است مردی که به شما علاقه مند است بداند را به او می گویید . بدون این که به او این فرصت را بدهید که آیا واقعن قصد دارد که تلاشی برای شما بکند یا خیر .
موضوعات مرتبط: یادداشت های کتاب مثل یک مرد فکر کن مثل یک زن ...
برچسبها: مطالعه گروهی کتاب

یادداشت های صفحه 62 الی 84
در صفحه 62 ، نویسنده به مواردی از طعمه یا ماندگار بودن زن اشاره کرده است . در این بین مورد شماره 8 مهم است زیرا اگر کسی به فرزند یک زن توجه کافی نشان ندهد ( نه فقط حال و احوالش را پرسیدن و یا هدیه دادن به بچه ، بلکه توجه و مراقبت کامل از فرزند مهم است ) نشانگر این است که آن مرد به چشم یک صید به آن زن نگاه می کند . مورد شماره 10 نیز از بابت این که مرد خواهان یک رابطه انحصاری و یکتاست ، اهمیت دارد . بعبارتی طبق نظر نویسنده ، اگر مردی ارتباط های دیگر یک زن را هر چند محدود و کوتاه باشد ، بتواند ببیند و بپذیرد ، آن مرد ، فردی صیاد است .
صفحه 68
چگونه این مرد متوجه شود که باید از تداخل معیارهای مادرش و همسرش جلوگیری کند ؟ مردان که قادر به خواندن ذهن نیستند . ما مردان کاملا از پیش بینی آنچه می خواهید ناتوان هستیم .
🔻پ . ن
البته بنظر من باید زن تمام مشکلات و مسائل مورد نظرش را بدون فوت وقت با همسرش در میان بگذارد و درخواست ها و قوانینش را با وی مطرح و تصویب کند . اما از طرفی مرد هم اگر ذهن خوان نیست بالاخره انصاف و وجدان که دارد . مرد نباید به هر بهانه ای ، در حق زن و خانواده اش کوتاهی کند . تکلیف مرد در رویارویی با مادرش و همسرش در یک نظر فقهی ی کاملا گویا ، عنوان شده است . در این مسئله فقهی آورده شده که اگر مرد یک لقمه نان در اختیار داشته باشد که فقط بتواند یک نفر را از مرگ نجات دهد ، بین مادرش و همسرش باید آن را در اختیار کدام یک قرار دهد ؟
بنابراین صغرا کبرایی که نویسنده چیده و آن را با آب و تاب در یک فصل کتابش جا داده ، موضوع بغرنجی نیست و تکلیف کار مشخص است و البته علیرغم این که نویسنده صراحتن عنوان کرده است که تقصیر زنان است من معتقدم بهیچ وجه تقصیر بانوان محترم نمی باشد .
در صفحه 69 ، راهکاری که نویسنده ارائه کرده است به جای حل مشکل ، ان را تشدید می کند زیرا با این شیوه ، مردی که سال ها به حرف مادرش کرده به طور ناگهانی و غیر منتظره در تنگنا و بر سر دوراهی قرار می گیرد . روش پیشنهادی نویسنده ، سه رابطه را بطور کل آسیب می زند . بهترین اقدام ، صحبت زن با همسرش و کاهش به مرور و شیب دار پاسخ های مثبت به برخی درخواست های غیر ضروری مادر می باشد .
صفحه 69
گفتن این جمله نباید ده سال طول بکشد . بلافاصله با شروع یک رابطه با یک مرد ، همه چیز را مطرح کنید و خواسته های خود را بیان کنید ...... این روش آن مرد است که چگونه مادرش را متقاعد کند که نیاز و خواسته های همسرش در درجه دوم قرار ندارد .
🔻پ . ن
این شیوه ای منطقی ست . اما پسری که عمری مامانی بوده با یک جلسه صحبت با همسرش بدین سادگی ها دست از مادرش نمی کشد .
صفحه 72
مردان فریب می دهند چون به آن شکلی که شما (زن ها) به رابطه جنسی نگاه می کنید ، نگاه نمی کنند . برای بسیاری از شما (زن ها) این قضیه (رابطه جنسی) در یک لحظه ، کاملن با فردی که دوستش دارید رخ خواهد داد . در مقابل ... رابطه جنسی برای ما (مردها) صرفا یک عمل فیزیکی است . هیچ ربطی به عشق ندارد .
🔻پ . ن
برای یک مرد هوس باز ، این رابطه ربطی به عشق ندارد ولی برای مرد یکتاپرست (موحد در عشق) ، این رابطه فقط با معشوقش امکان پذیر است .
صفحه 77
اگر یک مرد ، فردی معنوی باشد و رابطه خوبی با خداوند داشته باشد ، خیلی زود به بلوغ فکری می رسد . چون باورهایش ، او را محکم نگه می دارد و همان باورها ، خانواده را در درجه دوم پس از خداوند قرار می دهد .
در صفحه 78 نویسنده می گوید وقتی در زندگی برخی چیزها تکراری شود مرد احساس می کند ، خانه شرایط روزی که تازه سند ازدواج را امضا کرده بود را ندارد . بنابراین به بیرون از خانه پناه می برد و همیشه می تواند زن دیگری را پیدا کند . چرا ؟ چون آن بیرون همیشه زنی وجود دارد که گول او را بخورد .
🔻پ . ن
اصل موضوع درست ولی بطرز بدی بیان شده است . در واقع آن زن که در بیرون است ، احمق نیست که گول بخورد . بلکه او زنی است که قدر داشتن یک مرد خوب را در کنار خود می داند . آن زن بنابر شرایط موجود در جامعه ، حالا یا از روی عقل و درک خود و یا از روی تجربه ، فهمیده است که در زندگی چیز بالاتر و ارزشمندتر از یک همراه خوب نیست . برای همین از حداکثر قابلیت خود استفاده خواهد کرد تا از موقعیت بوجودآامده استفاده کند . بنظر من زن هایی که خانه را تکراری کرده و قدر همسرشان را نمی دانند باید آماده جدالی سخت با همتایان خود برای تصاحب دل شوهرشان باشند .
در صفحه 82 نویسنده به یک ماجرا اشاره کرده و نتیجه می گیرد مردی که با همسرش به اختلاف رسیده و همسرش او را ترک کرده ، دو چیز را یاد می گیرد . ابتدا این که می فهمد چه چیزی برای او مهم تر است و از دست دادن آن چه حسی دارد . دوم این که بایستی اولویت های زندگی اش را دوباره سرو سامان دهد .
موضوعات مرتبط: یادداشت های کتاب مثل یک مرد فکر کن مثل یک زن ...
برچسبها: مطالعه گروهی کتاب

یادداشت ها از صفحه 31 الی 61
صفحه 31
برای مردان عشق یعنی وفاداری ، می خواهیم که شما با وفادار بودنتان ، عشق خود را نشان دهید ......برای مردان همین کافی است و بس ..... اگر وفاداری شما واقعی و بی قید و شرط باشد ، آن مرد همه موانع را از سر راه بر می دارد و هیچ گاه شما را رها نخواهد کرد .
مطالب صفحات 31 الی 35 کتاب که در باره اولویت یک بودن رابطه جنسی مردان است محل اشکال بوده و مانند برخی مطالب قبلی ، دارای نقاط ضعف می باشد .
صفحه 37
وقتی مردان صحبت می کنند و وقتی گوش می دهند ، حتمن هدفمند هستند . ما فقط می خواهیم هر آن چه باعث به هم ریختگی و عدم تعادل زندگی شده را مرتب کنیم .
در صفحه 38 و 39 نویسنده با ذکر مثال به این نتیجه می رسد که مکالمات بین دو خانم ممکن است ساعت ها ادامه پیدا کند بدون این که هدف خاصی را دنبال نمایند . اما همان مکالمه با یک مرد ، در 10 ثانیه به نتیجه می رسد .
صفحه 41
اگر با مردتان به موقعیتی برخورد کردید که آن مرد سعی در رفع آن نداشت ، بدانید ان مرد شما نیست و شما را دوست ندارد . به جرات می گویم که این مسئله را امتحان کنید .
صفحه 43
مکالمه با جزئیات ، کاری است که باید با دوست خانم خود انجام دهید . مردان فقط به اصل مطلب گوش می سپارند و آن را حل می کنند .
صفحه 48
وقتی مردی به شما نزدیک می شود ، حتمن طرحی دارد . طرح اصلی او برقراری ارتباط جنسی با شماست . این موضوع تعمیم دارد و حقیقت است .
🔻پ . ن
این موضوع چیزی است که مرتبا آن را گوشزد کرده ام . هیچ رابطه ای به عنوان داداش ، آبجی ، دختر ، پدر ، مامان ، معنا و وجاهت ندارد و در پس آن ، چیز دیگری نهفته است . این جور خانم ها ، مانند هشدار صفحه 79 کتاب ، میخواهند خودشان را در اختیار مرد فریب کار قرار دهند و گول بخورند .
صفحه 49
اگر مردی به شما نزدیک شد ، بدانید چیزی از شما می خواهد ....او نیامده که چیزی از شما یاد بگیرد یا علایق وسلایق شما را بداند ...او اهمیتی به شخصیت ، نحوه زندگی ، دوستان و باورهای شما نمی دهد . او فقط می خواهد بداند که آیا می تواند با شما ارتباط برقرار کند و اگر صحبت می کند می خواهد بداند چقدر می تواند در این زمینه سرمایه گذاری کند .
صفحه 54
مردان به طور طبیعی شکارچی هستند و زنان در مقام طعمه . ... گل ها ، جواهرات ، تماس تلفنی ، قرار ملاقات و گفتگوی دلچسب ، این ها همه اسلحه های شکار مردان است .
صفحه 54
زنی که قوانین و خواسته ای ندارد و برای خودش احترام قائل نیست ، ما مردان خیلی راحت او را صید می کنمی و یک مایل دورتر پرت می کنیم ..... مطمئنا یک زن به مرد با کلمات و رفتارش نشان می دهد که چگونه با او رفتار کند .
صفحه 57
برخی مردان واقعا فقط به دنبال صید هستند و هیچ قصدی به جز رختخواب ندارند .... اگر در رابطه با جنس مخالف خیلی زود کنترل و قدرت خود را از دست بدهید ، حتی یک پیرمرد بیشتر از دو بار به شما نگاه نخواهد کرد .
در صفحه های 59 و 60 نویسنده به بیان چند نکته جهت تشخیص صید بودن یا ماندگار بودن زن از نگاه یک مرد می پردازد که نکات ذیل اهمیت ویژه ای داشتند .
1-زنی که مناسب لباس می پوشد و عاقلانه خود را می پوشاند ، یک زن ماندگار است . اما زنی که بدن خود را نمایان می کند ، طعمه است .
2-زنی که بتوانیم به خانواده و دوستان معرفی کنیم ، ماندگار است . زنی که نتوانیم حتی به خانواده و دوستان معرفی کنیم ، طعمه است .
3-زنی که برای هر کاری که برای او انجام می دهید ، قدردان است ، ماندگار است . اما زنی که طوری عمل می کند که هیچ چیز ، او را خوشحال نمی کند ، طعمه است
4-زنی که وفادار است ، ماندگار است . اما زنی که همیشه نگاه به مورد بعدی دارد و چشم هایش می چرخد ، طعمه است .
این ها مواردی هستند که اگر زن آن ها را رعایت نکند و در زن دیده شود ، جایگاه او از حالت ماندگار به صید تنزل پیدا کرده و مرد او را فقط برای کوتاه مدت خواهد خواست .
پ . ن
بند شماره یک یعنی پوشاندن بدن خانم ها ، یک خواسته ی اجتماعی از طرف مردها است و ارتباطی به دین یا مذهب ندارد . لذا از نظر نویسنده کتاب به عنوان یک اصل مهم در ماندگار بودن یا طعمه بودن یک خانم محسوب شده . بنابراین رعایت این نکته از طرف بانوان اهمیت ویژه ای برای مردها خواهد داشت .
موضوعات مرتبط: یادداشت های کتاب مثل یک مرد فکر کن مثل یک زن ...
برچسبها: مطالعه گروهی کتاب

یادداشت های صفحه 11 الی 19
صفحه 11
اگر (مرد) در ذهن خودش نتواند به آن عنوانی که دوست دارد و شغل و در آمد مورد نظرش برسد ،.... نمی تواند با شما به صحبت بنشیند و یا در مورد ازدواج و خانواده خیال پردازی کند . او در ذهنش تنها به درآمد بیشتر و موقعیت بهتر فکر می کند .
🔻پ . ن
داشتم به افرادی مانند علما و بزرگان بیشمار دیگری فکر می کردم که همه آن ها ساده زیست بودند . آیا آن ها هم فقط به در آمد بیشتر و موقعیت بهتر فکر می کردند یا می کنند ؟ به نظر شما نویسنده موضوعی را فراموش نکرده است ؟
در مطالب صفحه 13 که به توصیف زن و خصویات او از دریچه ای متفاوت پرداخته شده است شاید بهترین جمله ، عبارت ذیل باشد :
مهم نیست چند بار در را به روی روابط بستید ، او همیشه بهترین عملکرد را دارد و تلاش می کند تا قلب شما را تصاحب کند .
در صفحه 14 نویسنده از قول بانوان می گوید که این انتظارات را از مردان دارند :
بچه ها و حیوانات را دوست داشته باشد . بدون این که از او درخواست کنم خودش علاقه مند به عوض کردن کهنه بچه و شستن ظرف ها باشد . اگر هیکل مناسب ، پول فراوان و کفش های گران قیمت داشته باشد که بسیار ایده آل است .
صفحه 15
اگر مردی شما را دوست دارد ، می خواهد که به هر کسی که می بیند با افتخار بگوید : این زن من است یا نامزد من است یا مادر بچه هایم است . به عبارت دیگر یک عنوان دارید و این یعنی او شما را در قسمت مهم قلبش قرار داده .
صفحه 15
هر مردی که چنین جمله ای را از مرد دیگر می شنود که : این خانم من است ، می فهمد که هر بازی ، حقه ، طرح ، برنامه ای که در ذهنش برای تصاحب این زن زیبا داشته باشد را باید فراموش کند و منتظر ورود زن مجرد به اتاق باشد .
🔻پ . ن
اولن در این قسمت به نظر می رسد ، نویسنده زن را مانند کالا در نظر گرفته است . کالایی که اگر به دیگران معرفی اش نکند (مالکیت خودش را بیان نکند) ممکن است مورد دستبرد قرار بگیرد . مخصوصن که در ادامه می گوید از آن پس بقیه مردان می فهمند که نباید با حقه ، ترفند و خود شیرینی ، نقشه ای برای تصاحب آن زن بکشند .
دومن منظور نویسنده از ورود زن مجرد به اتاق را نفهمیدم .
صفحه 16
اگر به مدت 90 روز با مردی آشنا شدید و او شما را طی این مدت با مادرش آشنا نکرد ، با هم به کلیسا نرفتید ، هعمراه او به دیدن خانواده و دوستانش نرفتید ، شما را به محل کار و موقعیت های اجتماعی اش نبرد ، مطمئن باشید که در آینده او جایی نخواهید داشت .
صفحه 16
کلید این موضوع که آیا مردی در مورد شما جدی فکر می کند یا خیر ، اعلام رسمی به دیگران است .
صفحه 17
بارها و. بارها جامعه به ما گفته که وظیفه اصلی ما (مردها) تامین نیاز خانواده مان است چه زنده و چه مرده باشیم .... این هسته اصلی مردانگی است .
صفحه 17
اگر مردی را از نظر اینکه قادر به برطرف کردن نیازهای مالی و غیر مالی خانواده اش و کسانی که دوستشان دارد نیست ، مورد بازخواست قرار دهند ، مطمدن باشید با این کار ، نفس و باطن او را زیر خروارها خاک دفن می کنند .
صفحه 17
او ( مرد ) با اندکی پول به خانه نمی آید که کمی از آن را به شما بدهد و بقیه را برای خود نگه دارد .
صفحه 18
آن چه باعث ایجاد انگیزه در .....مردان واقعی می شود این است که از افراد خانواده ، مراقبت کنند . پوشش و مسکن انان را تامین کنند و به طور منطقی آنان را راضی و خشنود نگه دارند . اگر مردی کمتر از این انجام داد ، بادی بگویم مرد نیست یا حداقل مرد شما نیست و ممکن است برای زن دیگری این تلاش ها را بکند و نه شما .
در صفحه 18 نویسنده می گوید که اگر مردی نتواند تامین کننده مایحتاج خانواده خود باشد ممکن است برای فرار از این حس عدم شایستگی ، به مواردی مانند جرم یا اعتیاد ، ترک خانواده و همسر و فرزندان ، روی آورد .
صفحه 19
مرد به سه چیز زن نیاز دارد : حمایت ، صداقت و وفاداری ، مسائل جنسی .
یادداشت های صفحه 20 الی 30
صفحه 20
تامین خواسته ها و مراقبت از کسی که دوستش دارد ، چه مادی و چه به شکل های دیگر ، بخشی از خصوصیات دی ان ای مردانه است و اگر واقعا به کسی علاقه مند باشد هر کاری را بدون محدودیت انجام می دهد .
🔻پ . ن
البته انجام دادن هر کاری بدون محدودیت ، غلو است . زیرا برای خود خانواده مخاطره آمیز خواهد بود .
صفحه 20
مردی که واقعا شما را دوست دارد ، اگر کسی کلمه ای یا حرکتی آزار دهنده نسبت به شما انجام دهد ، آن را بی پاسخ نمی گذارد . مرد شما هر ان چه در مسیرش قرار دارد را کنار می زند تا کسی که به شما بی احترامی کرده ، تاوان آن را بپردازد . ... از خصوصیات مردانه در روی کره زمین این است که هیچ کس حق بی احترامی به خانواده اش را ندارد .
صفحه 21
یک مرد واقعی ، حامی خانواده است .
صفحه 24
مارجری زن فوق العاده ماجراجویی است اما خیلی از کارها را به خاطر نگرانی های من دیگر انجام نداد . من بالاخره زن رویاهایم را پیدا کردم .
صفحه 24
عشق یک مرد در سه طبقه دسته بندی می شود . اعتراف به عشق و اعلام آن به همه ، حمایت کردن ، تامین کردن .
صفحه 28
مردان موجودات خیلی ساده ای هستند . خوشحال کردن ما خیلی تلاش نمی خواهد . در حقیقت به سه چیز نیاز داریم . حمایت ، وفاداری و رابطه جنسی . بله ، به همین سادگی .
🔻پ . ن
به همین احمقی ! . من نمی دانم چرا نویسنده کتاب به موضوعات مهم دیگر توجه نمی کند . مثلن چرا مشاور خوب بودن را در یک زن ملاک نمی داند . یک زن می تواند مشاوری بسیار خوب برای گذر از برهه های زندگی و حتی مسائل ساده روزمره باشد . چرا نویسنده زن را خودخواهانه می خواهد یعنی فقط او را به اندازه نیازهایش از او ، طلب می کند ؟
صفحه 28
(ما مردان) نیاز داریم کسی همیشه پشتیبان ما باشد ، با ما مثل یک پادشاه رفتار کنند ، حتی اگر وافعا نباشیم .
صفحه 30
یک مرد فقط همین انتظار را از زنش دارد . او می خواهد بشنود : عزیزم ، نمی دانم چگونه باید از زحماتی که برای من و بچه ها می کشی ، تشکر کنم . همین کلمات ساده ، چنان قدرتی به ما می دهد که تمام تلاش خود را برای خانواده مان به کار می بندیم .
صفحه 30
زنی که می گوید : عزیزم ، تو خیلی بزرگ و قوی هستی و آن چه نیاز دارم ، خود تو هستی ، خب ، همه تلاش خود را می کنیم تا بیش از ان چه او خواسته ، برایش فراهم کنیم .
صفحه 30
عشق یک زن...... آن قدر کارساز و عمیق است که می توانید یک چاقو را از وسط با آن به دو نیم کنید . وقتی او عاشق شماست ، نسبت به شما وفادار است و خودش را کنار هیچ مرد دیگری نمی تواند ببیند ، چون برای او هیچ کس جز شما معنی ندارد . این یک عشق زنانه است .
موضوعات مرتبط: یادداشت های کتاب مثل یک مرد فکر کن مثل یک زن ...
برچسبها: مطالعه گروهی کتاب

یادداشت های صفحه 3 الی 10
صفحه 4
وقتی وارد یک رابطه می شوید فقط به دنبال این هستید که مردتان را تغییر دهید . این بدترین و اشتباه ترین بازی است .
پ . ن
بدتر از این بازی اینست که به بهانه کنترل اوضاع ، به تجسس و انجام اموری بپردازید که مالکیت عاطفی و تصاحب مطلق مردتان را تضمین کنید . به نظر من هر وقت خانم شما به جای شما تصمیم گرفت . بدون مشورت با شما به کاری پرداخت و یک تنه به رتق و فتق امور مشغول شد ، یعنی به اندازه کافی مرد شده ! و وقت آن فرا رسیده ، بدون شما زندگی کند
صفحه 9
اگر مردان رویاهای خود را به حقیقت تبدیل نکنند و به دنبال اثبات این که "چه کسی هستند" ، " چه شغلی دارند" و "چقدر در آمد خواهند داشت" ، نباشند ، به یکباره نابود می شوند و می میرند .
پ . ن
این جمله ، غلط ترین جمله ای ست که تا به حال خوانده ام . شاید این انگیزه ها در جوامع سرمایه داری ، رایج باشد ولی به هیچ وجه عمومیت ندارد . تصور کنید اگر این جمله واقعیت می داشت باید تاکنون تمام کشاورزان ، کارگران مزارع ، کارگران فصلی که سر چهار راه ها می ایستند ، کفاش های دوره گرد ، دست فروش ها و ..... مرده بودند . حقیقت این است که مردان هرگز به دنبال اثبات خود و این که چه کسی هستند ، نیستند . این طرز فکر ، گویای نوعی ناهنجاری ست که در مردان وجود ندارد . به نظر من مرد ها ، فارغ از این که به چه شغلی اشتغال دارند تلاش می کنند در آن زمینه مهارت به دست آورند
صفحه 9
هرگز دیر به سر کار نمی روم و هیچ برنامه ای را از دست نمی دهم . چرا ؟ چون از ابتدای صبح که بیدار می شوم تک تک رویاهایم را بررسی می کنم و علاقه مندم که یک زندگی رنگی را تجربه نمایم .
پ . ن
این جا به دو موضوع اشاره شده که یکی سحرخیزی است و پیشتر نیز در کتاب اثر مرکب به عنوان یکی از اصول موفقیت مطرح شده بود . قدر مسلم بدانید کسانی که عادت به شب نشینی دارند و روزها دیر از خواب بیدار می شوند ، فاصله زیادی تا موفقیت دارند و شاید هرگز به نتایج مطلوب نرسند .
موضوع دوم زندگی رنگی ست . منظور از زندگی رنگی وجود برنامه های متنوع در زندگی است به نحوی که هرگز دچار یکنواختی و رکود نگردیم . برای این که به روزمرگی مبتلا نشوید ، یک قلم و کاغذ برداشته و کارهای مورد علاقه تان را یادداشت کنید تا برای هر کدام از آن ها زمانی را دز زندگی تان اختصاص دهید . تجربیاتتان را در این خصوص با دیگران به اشتراک بگذارید .
در پاراگراف آخر صفحه 9 نویسنده به تعریف و تمجید از خود می پردازد و پس از بر شمردن هزینه هایی که در طول زندگی به راحتی متقبل می شود می گوید : بدون شک یک مرد هستم . ذهنی شفاف و روشن دارم و هر شب با آرامش به رختخواب می روم . این جملات با طرز فکر آرتور شوپنهاور در تضاد است . وی متمولین را افرادی پر دغدغه می داند که روز خوش ندارند . ضرب المثلی پارسی نیز به همین مضمون وجود دارد که می گوید : هر که بامش بیش برفش بیشتر .
صفحه 10
رمز دی ان ای آقایان در این است که تامین کننده و حمایت کننده خانواده باشند .
پ . ن 1
این عبارت اشاره به همان موضوعی دارد که در پا نویس قبلی آوردم . مردی که ببیند همسرش ماجراجویی می کند و نیاز به حمایت ندارد دیگر به او توجه نخواهد کرد .
پ . ن 2
موضوع فوق درست است . یعنی روحیات مردها به گونه ایست که خود را ملزم به حمایت و تامین افراد تحت تکفل خویش می دانند . فقط خدا کند زن ها گیر مردهای ناخن خشک یا بد اخلاق نیفتند . اولی حمایت می کند با خسیسی و دومی حمایت می کند با منت .
پ . ن 3
دی ان ای مانند یک رم حاوی اطلاعات است که دارای دستورات رشد و نمو می باشد و مانند یک دستگاه کپی ، کار می کند . در همه انسان ها و موجودات زنده وجود دارد و از نظر شکل شبیه نردبان است . کوچکترین دی ان ای دنیا مربوط به نوعی باکتریست و صد و شصت هزار پله دارد . طولانی ترین دی ان ای مربوط به گیاهی به نام پاریس است که صد و پنجاه میلیارد پله دارد . تعداد پله های نردبان دی ان ای در بدن انسان ، سه میلیارد می باشد که 99 در صد آن در همه مشترک است . اختاپوس تنها موجودی ست که نردبان دی ان ای ان با دیگر موجودات زمین فرق می کند برای همین دانشمندان آن را موجودی پیشرفته و فضایی می دانند . اختاپوس ها دارای سه قلب می باشند و رنگ خون بدن آن ها آبی است .
صفحه 10
زنان خیلی به نفر اول بودن اهمیت نمی دهند ، اما برای ما مردان نفر اول بودن یعنی همه چیز . وقتی که به آن دست یافتیم می خواهیم به همه نشان دهیم که نفر اول شدیم .
پ . ن
این جملات نه تنها اشتباه بلکه کاملن در تضاد با واقعیت است . مردها به اول بودن فکر نمی کنند ولی زن ها می خواهند در هر چیزی ( زیبایی ، عشق ، اندام ، مورد توجه بودن ، ... ) اول باشند . برای همین به حذف رقبای خود می پردازند .
موضوعات مرتبط: یادداشت های کتاب مثل یک مرد فکر کن مثل یک زن ...
برچسبها: مطالعه گروهی کتاب

🔴 یادداشت های صفحه 1
⃣ 1 صفحه 1
حدود بیست سال است که کار من شاد کردن مردم است . در مورد خود ، خانواده ، دوستان و روابط شان طنزهایی می گویم که برای شان بسیار دلپذیر است .
🔻پ . ن
الان که این یادداشت را می نویسم دو فصل از کتاب را مطالعه کرده ام . در این کتاب با مطالب سودمندی روبرو شده ام که برخی از خصوصیات و دیدگاه های مرد و زن را نسبت به یکدیگر بازگو کرده است اما من با اسم کتاب مشکل دارم . به نظر من این اسم برای کتاب محل اشکال است . ما نمی توانیم بگوییم مثل زن فکر کن ، مثل مرد رفتار کن . البته اسم کتاب برعکس اینی است که من آوردم ولی یقینن این عبارت نیز می تواند اسم کتاب باشد که باز هم اشتباه است . درست است که ما باید از ویژگی های اخلاقی جنس مخالف آگاه باشیم ولی این لزومن به این معنا نیست که باید مانند جنس مخالف عمل کنیم . بهتر است هر جنسیتی جایگاه خود را داشته باشد و همان گونه که فکر می کند ، عمل کند . یکی از معضلات خانواده ها این است که در کانون خانواده به جای یک زن و یک مرد ، دو زن یا دو مرد وجود دارد و این یعنی یکی از دو جنس از جایگاه خود عدول کرده و به هیبت و هیءت جنس مخالف در آمده است . از طرفی چون یک زخانواده نمی تواند همزمان دو مرد یا دو زن داشته باشد لذا تعادل به هم خورده و اساس زندگی متزلزل می گردد . حتمن در پیرامون خود زنانی را دیده اید که به جای لطافت و ظرافت ، مانند مردها حرف می زنند مانند مردها پرخاش می کنند و مانند مردها دست به گریبان می شوند . و همین طور مردانی که استوار نیستند ، دل به کار نمی دهند و روحیات زنانگی مانند دل رحمی ، گریه ، نیاز به حمایت داشتن و ... در آن ها بیداد می کند .
مورد دیگری که می خواستم بگویم این است که عمومن افراد بذله گو که موجبات فرح بخشی اطرافیان را فراهم آورده و مورد توجه همگان قرار می گیرند کار سختی را در پیش رو دارند زیرا معمولن بعد از مدتی ( شاید به دلیل کمرنگ شدن حجب و حیا ) طنزها به حاشیه کشیده می شوند و اصالت خود را از دست میدهند . اصطلاحن نوعی بی ادبی در جملات و عبارات آن ها رایج می شود که پسندیده نیست . لذا به این نکته باید توجه کرد که هنر طنزگویی بسیار ظریف و حساس است و باید مراقب بود به انحراف کشیده نشود . برای همین است که هر کمدینی از محبوبیت عموم برخوردار نمی باشد .
⃣ 2 صفحه 1
بیشتر این طنزها در مورد روابط بین زنان و مردان است .
🔻پ . ن
واااای دیدید ؟ این همانی ست که من به آن اشاره داشتم . چه جالب که خود نویسنده به آن اشاره داشته و می گوید بیشترین طنز گویی اش در مورد روابط بین زنان و مردان است . البته نمی خواهم بدبین باشم مطمئنن روابط سالم بین زنان و مردان مد نظر بوده است . به هر حال امیدوارم که طنزگویی های وی در این زمینه به انحراف کشیده نشده باشد . چرا ؟ چون بعدن می بینیم که برخی از دیدگاه های نویسنده ، جامع و در برگیرنده روحیات همه ی مردها نیست و فقط متعلق به طیف خاصی می باشد .
⃣ 3 صفحه 1
آنان (زن ها) درخواست ها و نیازهای بسیاری در زندگی خود داشتند و در جست و جوی راه حل مناسب بودند مثل : یک رابطه متعهدانه ، امنیت ، مسائل خانوادگی ، امید به فردا ، مسائل معنوی ، روابط با خانواده همسر ، سن و سال ، دوستی ، فرزندان ، تعادل میان کار بیرون و خانه ، تحصیلات و ..... مسائل مربوط به مردان .
🔻پ . ن
مسائل معنوی جزو مواردیست که بیشتر ، زن ها خواهان آن هستند مخصوصا وقتی که کمی پا به سن می گذارند . تعادل میان کار بیرون و خانه نیز جزو مواردی ست که عمومن گریبانگیر مردها می شود و به جای اختصاص دادن وقت مناسبی برای گذراندن در کنار خانواده ، همه ی وقتشان را به کارشان می گذرانند . بقیه موارد چیزهایی ست که زن ها باید در زندگی آن را لمس کنند ولی مهم ترین چیز در این عبارات آورده نشده . آن هم رابطه عاشقانه و توجهات لازم بین زن و مرد است که بایستی هر دو طرف در آن سرمایه گذاری عاطفی بنمایند .
🔴 یادداشت های صفحه 2
4⃣ صفحه 2
زنان به دنبال یک تبادل منطقی با مردان هستند . آنان به دنبال دریافت عشق از مردان به همان شیوه ای که آن را به مردان تقدیم می کنند بودند آنان به عنوان پاداش تلاشی که برای همسران خود می کنند ، خواهان یک زندگی عاشقانه بودند .
🔻پ . ن
در همه ی کتاب هایی که به صورت مطالعه گروهی خوانده ایم با این که نویسندگان متفاوتی داشته است ولی این موضوع یعنی در خواست عشق و توجه زنان از مردان به وضوح بیان شده است و قسمت اعظم داستان را به خود اختصاص داده بود . در کتاب چراغ ها را من خاموش می کنم کلاریس و آرتوش . در کتاب پر ، ماویس و روجر . در کتاب سفر به انتهای شب ، مادلون و لئون . در کتاب من او ، مهتاب و علی .
5⃣ صفحه 2
همه زنانی که با برنامه تماس می گرفتند در یک سری مسائل مانند احساس نا امیدی ، فریب خوردگی و سر خوردگی و شکست در روابطبا مردان مشترک بودند .
6⃣ در صفحه 2 نویسنده عنوان می کند که با افراد بسیار زیادی از جمله ورزشکاران ، بانک دارها ، مسئولان بیمه ، رانندگان کامیون ها ، مربیان ، وزیران ، معاونان ، صاحبان مشاغل و .....صحبت و گفتگو کرده است این مکالمات گسترده اساس کسب تجربه و صاحب نظر شدن افراد را فراهم می آورد . کافی ست شغل شما یا تحقیقات شما به گونه ای باشد که با افراد بسیار زیادی در زمینه ای خاص مشورت و گفتگو نمایید . به زودی در آن زمینه و رشته ، متخصص و صاحب نظر خواهید شد زیرا بازخوردهای آماری زیادی را کسب کرده اید که با دسته بندی های آن ها نتایج شگرفی را مشاهده خواهید کرد که به سادگی به دست نمی آید .
7⃣ صفحه 2
یک حقیقت ساده در مورد همه ی ما مردان صادق است ، ما افرادی هستیم که بسیار ساده فکر می کنیم .
🔻پ . ن
این خصوصیت در مردان لازمه ی کارهای سنگین و مسئولیت های بزرگ است . حتمن در دبستان به ساده کردن کسرهایی که دارای صورت ها و مخرج های بزرگی بوده اند ، پرداخته اید . برای حل کردن چند کسر غول پیکر بهترین راه ، ساده کردن آن هاست . فقط در آن صورت است که می توان کسرهای اینچنینی را حل نمود . یا مثلن شما برای محاسبه میزان هزینه های یک ماه خانواده از چه ابزاری استفاده می کنید ؟ از یک ابر رایانه یا یک ماشین حساب معمولی که فقط چهار عمل اصلی را محاسبه می کند و یا حتی ساده تر از آن ، با جمع و تفریق کردن نسبی در ذهن تان ؟ آیا آن را خیلی ریز و به ریال محاسبه خواهید کرد یا در حد چند ده هزار تومان ؟ منظور من اینست که مرد ها برای حل مشکلات بزرگی که در زندگی در پیش رو دارند بایستی بتوانند ازابزار ساده کردن در ذهن شان بهره مند باشند . در غیر این صورت فشار مضاعفی بر روی آنان خواهد آمد . پس ساده فکر کردن در مردان الزامن چیز بد یا یک نقص محسوب نمی شود . مردها اگر ساده فکر نکنند دچار پیچیدگی هایی در امور روزمره خود خواهند شد که کار را مشکل خواهد کرد . دیده اید برخی مردها که به دو دو تا چهار تا کردن می پردازند چگونه روحیه متلاطم و اسفناکی دارند ؟
موضوعات مرتبط: یادداشت های کتاب مثل یک مرد فکر کن مثل یک زن ...
برچسبها: مطالعه گروهی کتاب
