یادداشت ها ی صفحه 41 الی 55

 

صفحه 42

خوشی های جزیی زندگی اردوگاهی نوعی خوشحالی منفی به ما می داد . چنان که شوپنهاور آن را ««رهایی از رنج»» می نامد و تازه همین هم به طور نسبی بود .

 

صفحه 44

اگر انسان در اردوگاه کار اجباری با از بین رفتن ارزش ها ، مبارزه نمی کرد و نمی کوشید عزت نفس خود را حفظ کند ، احساس انسان بودن را ، انسانی که دارای مغز است و از آزادی درونی و ارزشی شخصی برخوردار است ، از دست می داد .

پ . ن

بهتر است است اشاره شود که عزت نفس با اعتماد نفس متفاوت است . با تامین عزت نفس ، اعتماد به نفس حاصل می شود . عزت نفس از درک شرایط فعلی جامعه ای که در آن هستیم و دانش و امور اکتسابی و غیر اکتسابی تامین می شود .

 

صفحه 46

من در آشویتس خط مشی ای برگزیده بودم که مفید بود و بیش تر رفقای من بعدها از آن پیروی می کردند . من معمولا به همه گونه پرسش ها در نهایت صداقت پاسخ می دادم ، اما در مورد چیزهایی که صریحا از من نپرسیده بودند سکوت می کردند .اگر سنم را می پرسیدند پاسخ می دادم ، اگر حرفه ام را می پرسیدند ، می گفتم (پزشک) و دیگر توضیحی نمی دادم .

 

صفحه 48

ماه ها پس از آزادی مان ، دوستی را از اردوگاه قدیمی ملاقات کردم . او که در اردوگاه در سمت پلیس کار می کرد ، می گفت در به در دنبال یک تکه گوشت مردار انسانی می گشت که از توده جسدها کنده بودند و سرانجام انرا در قابلمه ای که روی آتش بود پیدا کرد . آدم خواری اردوگاه را فرا گرفته بود و من به موقع آنجا را ترک کرده  بودم .

 

در صفحه 48 داستان مرگ در تهران ، روایت جالبی بود .

 

صفحه 52

عکس هایی به دستم رسید که از اردوگاه کوچکی که از اردوگاه ما چندان دور نبود برداشته بود . دوستان ما که آنشب فکر می کردند در کامیون ها به سوی آزادی می روند ، به این اردوگاه منتقل شدند و در آنجا در کلبه های قفل شده سوزاده شدند . بدن های نیمه سوخته آنان را می توانستم تشخیص دهم . بار دیگر به یاد عزراییل در تهران افتادم .

 

صفحه 52

اعتقاد به ارزش درونی بشر به زمینه های معنوی و والاتری بستگی دارد و زندگی ازدوگاهی نمی تواند ان را از هم فرو پاشد . اما آیا چه تعدادی از انسان های آزاد از این سیر و سلوک معنوی برخوردارند که ما از زندانیان انتظار داریم ؟

 

صفحه 54

تجربه های اندوخته شده در زندگی اردوگاهی نشان می دهد که بشر حق گزینش عمل را دارد . نمونه هایی که اغلب دارای طبیعت قهرمانانه است وجود دارد که ثابت می کند انسان می تواند بر بی احساسی چیره شود و تندخویی را نیز مهار کند . بشر می تواند حتی در چنین شرایط هول ناک فشارهای روحی و جسمی ، آزادی معنوی خود را حفظ کند . ما که در اردوگاه کار اجباری زندگی می کردیم ، به چشم می دیدیم مردانی را که به کلبه های دیگر می رفتند و دیگران را دل داری می دادند و آخرین تکه نانشان را هم به آنان می بخشیدند . درست است که شمار این مردان زیاد نبودند ، اما همین هم ثابت می کرد که همه چیز را می توان از یک انسان گرفت مگر یک چیز : آخرین آزادی بشر را در گزینش رفتار خود در هر شرایط موجود و گزینش راه خود .

 

صفحه 55

گر چه شرایط نامناسب زندگی از قبیل کمبود خواب ، غذای ناکافی و فشارهای روانی گوناگون موجب می شد زندانیان به شکلی از خود واکنش نشان دهند ، ولی در تجزیه تحلیل نهایی روشن می شود تغییر ماهیت زندانی نتیجه تصمیم درونی اوست و نه تنها نتیجه تاثیرات زندگی اردوگاهی . بنابراین ، اصولا هر مردی می تواند حتی در چنان شرایطی تصمیم بگیرد از نظر روحی و معنوی چگونه تغییر یابد . او می تواند ارزش انسانی خود را حتی در اردوگاه کار اجباری نگاه دارد .

 

صفحه 55

داستایوسکی می گوید : ««من تنها از یک چیز می ترسم و آن این که شایستگی رنج هایم را نداشته باشم»» .

 

صفحه 55

زندگی فعال به بشر فرصت می دهد تا در کار خلاقه به ارزش ها پی برد ، و زندگی غیر فعال تفریحی ، فرصتی است برای دست یافتن به کمال در تجربه زیبایی ، هنر یا طبیعت .


موضوعات مرتبط: یادداشت های کتاب انسان در جستجوی معنا
برچسب‌ها: مطالعه گروهی کتاب

تاريخ : پنجشنبه ۱۳۹۹/۱۱/۰۹ | 9:0 | نویسنده : پرویز |
.: Weblog Themes By Bia2skin :.