
یادداشت ها ی صفحه 80 الی 90
صفحه 80
چیزی در انسان به عنوان سائق اخلاقی (کشش درونی اخلاقی) و یا حتا سائق مذهبی (کشش درونی مذهبی) وجود ندارد ، چیزی که قابل مقایسه با آنچه که ما به عنوان غرائز اصلی در انسان می شناسیم باشد . انسان هرگز به سوی رفتار اخلاقی سوق داده نمی شود ، بلکه تصمیم می گیرد که اخلاقی رفتار کند . او این کار را برای ارضای سائق اخلاقی و یا آسودگی وجدان انجام نمی دهد ، بلکه به خاطر دلیل و علتی که به آن پای بند و معتقد است ، به خاطر کسی که دوستش دارد و یا به خاطر خدای خویش انجام می دهد .
در صفحه 87 نویسنده به تشریح پدیده ای بسیار گسترده به نام خلاء وجودی می پردازد و می گوید هر چه تاثیر دین و یا قراردادهای اجتماعی کاهش یابد انسان تنهاتر می شود . وی معتقد است انسان در این حالت یا گماشته دیگران می شود و یا پیرو و همرنگ دیگران می گردد . خلاء وجودی باعث می گردد زندگی کاملا بی معنی و بی ارزش به نظر برسد . نویسنده همچنان می گوید خیلی از افراد مانند کارگران نمی دانند که با اوقات فراغت خود چه کنند . لذا به افسردگی مخصوص روزهای تعطیل دچار می شوند . یعنی تهاجم ادیشه هایی که شخص در روزهای کاری و مشغله اصلا به ان نمی اندیشد و در روز تعطیل متوجه می شود که از زندگی خود ، خوشنود و راضی نیست .
صفحه 88
کسانی که در واقع از خلاء وجودی رنج می برند اسیر شهوات خویش می شوند.
صفحه 89
معنای زندگی از فرد به فرد ، روز به روز ، ساعت به ساعت در تغییر است .
موضوعات مرتبط: یادداشت های کتاب انسان در جستجوی معنا
برچسبها: مطالعه گروهی کتاب
