
یادداشت های صفحه 148 الی 164
صفحه 148
ویراستارم می گوید : ......گفتی الف نقطه ای است که در بیرون از ما وجود دارد ، اما وقتی مردم واقعا همدیگر را دوست داشته باشند ، هر جا بخواهند آن نقطه را پیدا می کنند .
صفحه 149
برای برانگیختن الف ، اتفاق بسیار قدرتمندی باید بیفتد : یک انفجار لذت جنسی عظیم ، یک فقدان وحشتناک ، اوج یک تعارض بزرگ ، یک لحظه ای جذبه موقع رویارویی با زیبایی نادر.
پ . ن
در مطالعه گروهی کتابی با نام از سکس تا فراآگاهی به نویسندگی اوشو شرکت داشتم . اوشو نیز به طرز بسیار اغراق آمیز و به بررسی تجربه جنسی پرداخته بود و انرژی آن را از انرژی بمب اتم بیشتر می دانست که البته بسیار مضحک است . متاسفانه وقتی افرادی که از نظر علمی ناآگاه هستند جهت خودنمایی به نظریه پردازی مشغول می شوند ، مجبورند برای بزرگ جلوه دادن نظریه شان آنقدر آسمان ریسمان ببافند تا بلکه یکی از آن ها کارگر بیفتد . برای همین به هر چیز عجیب و غریبی متوسل می شوند . مانند همین جمله اوشو که در بالا بیان شد . به زودی یادداشت های آن کتاب در وبلاگ قرار خواهد گرفت .
صفحه 154
در آغوش گرفتن یعنی از حضور تو احساس تهدید نمی کنم ، نمی ترسم این قدر نزدیک باشم ، می توانم آرام بگیرم .
صفحه 157
حافظه ما را از خطر حفاظت می کند ، اجازه می دهد مثل موجودات اجتماعی زندگی کنیم ، غذا پیدا کنیم ، رشد کنیم ، هر چه را یاد گرفته ایم به نسل بعد منتقل کنیم .
صفحه 156
می گفت هر شب موقع خواب دیدن ، ناهشیارانه.........وارد گذشتهی اخیر یا دورمان می شویم . وقتی بیدار می شویم ، فکر می کنمی چه خواب های احمقانه ای . اما احمقانه نیست . به دیدار بعد دیگری رفته ایم ، جایی که حوادث دقیقا مطابق اینجا اتفاق نمی افتد . فکر می کنیم چرند و پرند است ، چون وقتی بیدار می شویم ، بی درنگ به دنیایی که به وسیلهی حافظه مان نظم گرفته بر می گردیم ، که روش ما برای درک زمان حال است .
صفحه 157
تمام کسانی که در««گذشته»» با آن ها مشکل داشته ایم ، در زندگی ما مدام دوباره ظاهر می شوند . عرفا بهش می گویند چرخ زمان . در هر حلول بیشتر از این موضوع آگاه می شویم و تعارض ها کم کم بر طرف می شود . وقتی تمام تعارض ها همه جا تمام شود ، نوع بشر وارد مرحلهی جدیدی می شود .
موضوعات مرتبط: یادداشت های کتاب الف
برچسبها: مطالعه گروهی کتاب
