یادداشت های فصل پنجم از صفحه 84 الی 97

 

 

صفحه 92

حتی مومن ترین مسیحی ها حتما درک کرده اند که خیلی اتفاقات بیان شده در انجیل عهد عتیق با شخصیت خوب و یگانه یک آفریننده متفاوت می باشد . همان شخصی که می خواهد عقیده مطلق دینی انجیل را حفظ نماید باید در روشن شدن اینکه در حقیقت چه کسی بشر اولیه را آموزش داد ، چه کسی اولین آلات را بری زندگی اجتماعی به آنها داده چه کسی قوانین نظافت را به آنها آموخت و چه کسی دستجات مضره را از بین برد کنجکاو باشند .

پ . ن

در این قسمت عنوان شده که برخی کشفیات حتی اگر وجود یک عدد مغز متفکر را در گذشته اثبات کند آنگاه گذشته بشریت مبهم و پایه های دینی بسیار متزلزل خواهد شد . این موضوع بنظر درست است چون در آنصورت این سوال اساسی رخ می دهد که مسئول رشد و آموزش انسان بدوی و تبدیل آن به انسان هوموسپین یک موجود متفکر و قدرتمند فرازمینی بوده است . اگر اینطور باشد آیا این جهش در نحوه زندگی انسان که توسط یک فرازمینی صورت گرفته است ، جزوی از نقشه خداوند حقیقی بوده است ?

ما ، در جهانی زندگی میکنیم و جهانی را می بینیم که بر مبنای علم فیزیک طراحی شده است . یعنی آنچه را میبینیم و درک میکنیم ، مادی است . بنابراین کلیه اتفاقات ، کلیه اجزای زندگی روزمره مان ، کلیه حوادث گذشته حتی امداد رسانی های غیبی باید از طریقی مادی به انسان برسد . لذا وجود. واسطه اعم از واسطه های انسانی یا فرازمینی برای ایجاد انسان هوموسپین میتواند بلا اشکال باشد .

مثال را واضح تر میزنم . برخی اصلاح نژادها در تاریخ زمینی ما حتی در قرون جدید در دستور کار حکومتها بوده است . شاید معروفترین آنها طرز فکر نازیسم باشد . اگر افرادی از نژاد ژرمن ،  بور و بلند قد و چشم آبی با افرادی از چین یا ژاپن ، کوتاه قد با چشمانی کشیده ، ازدواج کنند نسل حاصل افرادی خواهند بود که نمونه هایی از آن اکنون نیز دیده می شود . حال اگر همین ملت ها در کرات دیگری باشند ، باز هم اصلاح نژادی برای ایجاد یک انسان با خصوصیات فیزیکی متفاوت در کره زمین ، قابل قبول است و میتواند در نظام کائنات بعنوان یک پروسه در نظر گرفته شود .

بنظر من نویسنده در فصل پنجم تیر خلاص را زده .

طبق نص صریح کتاب در صفحه 94 «هوموسپیین» یکی از نسل های بشر است . انسان هموسپین ، انسان اندیشه ورز نامیده می شود .

شاید بخواهیم این نظریه را با نظریه داروین بسنجیم . من فکر میکنم نظریه داروین چیز دیگری است و با این موضوع نه تنها در ارتباط نیست بلکه در جاهایی اختلاف پیدا میشود . داروین یک سیر تکاملی را مطرح میکند . ولی نظریه انسان و خدایان فرازمینی از اساس متفاوت است .

پراکندگی جغرافیایی آثار نقاشی و یا باستانی آنقدر زیاد و شباهت ها آنقدر نزدیک به هم است که نمیتوان فقط قوه تخیل را  عامل دانست .

بنظر می رسد نویسنده آنقدر متبحرانه موضوع ارابه خدایان و ارتباط آن با ادیان را مطرح کرده که مخالفان متدین این نظریه ، فرصت تجدید چاپ را از کتابش گرفته اند .

 

صفحه 94

فضانوردان (فرازمینی ها) عده ای از اعضاء ماده این موجودات (انسان نخستین) را بارور ساخته و همانطور که حماسه های قدیمی ذکر می کند انها را به خواب طولانی فرو برده سپس زمین را ترک می نمایند .

پ . ن

نویسنده یک فرضیه را مطرح میکند که با توجه به شواهد و قرائن ، امکان پذیر است و می توانسته وجود داشته باشد . البته به باروری جنس ماده زمینی ها برای تولید انسان هوموسپین ( اندیشه ورز ) میتوان خرده گرفت ولی باز هم غیر ممکن نیست .

 

صفحه 96

کسی که جویای حقیقت میباشد نمیتواند نظریات تازه و انقلابی را که هنوز ثابت نشده اند فقط بخاطر اینکه با نظریات و یا اعتقادات خودش متفاوت است ندیده بگیرد .


موضوعات مرتبط: یادداشت های کتاب ارابه خدایان
برچسب‌ها: مطالعه گروهی کتاب , اریک ون دانیکن

تاريخ : جمعه ۱۳۹۹/۱۲/۰۱ | 13:43 | نویسنده : پرویز |
.: Weblog Themes By Bia2skin :.